به گزارش "ورزش سه"، در جریان تقابل استقلال مقابل فولاد در مرداد سال ۷۷، سهراب بختیاریزاده با این باشگاه به توافق رسیده و لباس تیم محبوب خود را به تن کرد. گرچه استقلال در آن مسابقه در اهواز شکست خورد، اما سهراب با مدیریت این باشگاه به نتیجه نهایی رسیده و شاگرد ناصر حجازی در رختکن استقلال شد. جالب اینجاست که تیم ناصر حجازی میتوانست ۲۵ سال قبل از تیم فرهاد مجیدی قهرمانی بدون شکست را جشن بگیرد، اما آنها در اهواز و با گل سهراب برابر فولاد شکست خورند. اولین فصل حضور سهراب در این باشگاه با حضور در فینال جام باشگاههای آسیا مصادف بود و آنها تا یکقدمی فتح سومین ستاره پیش رفتند. اما شکست در دیدار پایانی مقابل جوبیلوایواتا در روز غیبت سهراب در مسابقه پایانی، غمانگیزترین روز تاریخ این باشگاه را در ورزشگاه آزادی را رقم زد. یک سال بعد و در تابستان سال ۷۹ سهراب بختیاریزاده برای چند ماه لباس تیم ارزوروم اسپور ترکیه را به تن کرده و در تابستان ۸۰ دوباره به استقلال بازگشت. چند ماه بعد دوباره آنها فاصله چندانی با کسب به قهرمانی در آسیا نداشتند، اما این بار شکست برابر آنیانگ در یک روز فراموشنشدنی و دشوار و در ورزشگاه گلآلود آزادی، باز هم یک خاطره تلخ دیگر برای سهراب و استقلال رقم زد؛ جایی که او با تیزهوشی و هوشمندی، خیلی زود خودش را به شرایط بازی در آن شرایط وحشتناک و زمین گلآلود تطبیق داد، داد اما در نهایت استقلال شکست خورد و درخشش سهراب نیز نتوانست منجر به صعود آنها به بازی فینال شود. اولین فصل بازی برای استقلال با لباس شماره 17؛ جایی که سهراب در اولین دربی و با این لباس متفاوت، در آبان 77 برابر پرسپولیس به مدان رفتالبته سهراب بدشانس بود که در قهرمانی استقلال در بهار سال ۸۰ عضو این تیم نبود و در واقع در دوران حضور خود در این باشگاه، هرگز کسب عنوان قهرمانی در لیگ ایران را تجربه نکرد. اما به اما حضور در فینال جام باشگاههای آسیا، احتمالاً بهترین لحظه سهراب در باشگاه محبوبش بوده است. این بازیکن با کیفیت و خوشاستایل یک سال بعد قربانی انقلاب جوانگرایی امیر قلعهنویی شده و در ادامه و برای چند سال در تیمهایی چون فولاد، صبای قم و پاس همدان به میدان رفت. در نهایت سهراب در ۴۱ سالگی و در پاییز سال ۱۳۹۳ با دنیای فوتبال وداع کرده و برای همیشه کفشهای خود را آویخت. گلزنی در جام جهانی مقابل تیم ملی آنگولا، احتمالاً مهمترین لحظه دوران ورزشی سهراب بختیاریزاده به شمار میآید. یک مدافع خوشفکر، بازیساز و مدرن که در کنار یحیی گلمحمدی یک زوج موفق را در صبا تشکیل داده و با سبک بازی مشابه، لحظات درخشانی را در این تیم سپری کردند. سهراب بختیاریزاده تجربه گلزنی در دربی را نیز در کارنامه داشته و در تیرماه سال ۷۸ و با یک ضربه سر تماشایی، دروازه داوود فنایی را گشود. اما آنها در نهایت در آن مسابقه مغلوب شدند و سهراب نیز با یک خاطره تلخ، زمین بازی را ترک کرد. حالا و بعد از دو دهه، او در یکی دو سال اخیر و در چند مقطع هدایت استقلال را بر عهده داشته و کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است. حالا سهراب برای اولین بار خودش از ابتدای فصل سرمربی بوده و علیرغم محرومیت استقلال از جذب بازیکن، ردپای تفکرات تاکتیکی او در سبک بازی این تیم به وضوح دیده میشودو یک بازیکن منظم و مدرن که حالا این ویژگی نظم و انضباط را تمام و کمال در تیم تحت هدایت خود نیز بسط داده و این مسئله را به شرط اول سرمربیگری خود بدل کرده است. سهراب آرزوهای بزرگی در مربیگری در سر داشته و در این هفت هفته، هواداران استقلال را در این فصل دشوار، به ادامه مسیر امیدوار کرده استسهراب بختیاریزاده در دوران حضور خود در میدان مسئله چندانی با هواداران رقیب نداشته و حتی مورد تحسین بخش قابل توجهی از طرفداران پرسپولیس نیز بود. یک آدم خوشاخلاق، محترم و جنتلمن که از نزدیک نیز همانند هم تصاویر تلویزیونی، مرد خونگرم و مؤدبی محسوب میشود. مدافع محبوب هواداران استقلال در اواخر دهه ۷۰ و ابتدای دهه ۸۰ که حالا سرمربی این تیم شده و آرزوهای بزرگی در ذهن دارد. انگشتر آبی رنگ سهراب در جریان حضور در دفتر ورزش سه، از چشم امیرحسین خیرخواه دور نماند؛ نمادی از عشق دائمی و همیشگی به استقلالاز سهراب لحظات ماندگاری در فوتبال، از جمله حضور در فینال جام باشگاههای آسیا، گلزنی در جام جهانی و در دربی در ذهن مانده است. اما او در آبان سال ۹۳ و با انتشار یک نامه بلند و متفاوت، از دنیای فوتبال خداحافظی کرد؛ متنی که برگرفته از شخصیت خود سهراب بوده و شباهت زیادی به رفتار فعلی او نیز دارد. در بخش پایانی و به مناسبت تولد ۵۳ سالگی سهراب، بخش پایانی این نامه را با یکدیگر مرور خواهیم کرد: "من، سهراب بختیاریزاده، جزء کوچکی از این فوتبال، برای رشتهای که همه چیز به من داده آرزوی عشق و سربلندی میکنم. به امید روزهایی که قلبهای پاک بر فوتبال حکومت کنند، شاید مثل گذشته که قهرمانهای بزرگ و ستارههای درخشان فوتبال را به خانههای مردم بردند و این وظیفه نسل جوان و فوتبالیستهای آیندهدار و البته مربیانشان است که به حفظ و حراست این رشته بپردازند. رشتهای که نباید تنها نانش را بخوریم که باید برای رونق و پیشرفتش تلاش کنیم، آنقدر که مردم تغییر را حس کنند و دوباره آغوش برای ما بگشایند. مردم که همیشه عشقشان را نثار قهرمانانشان کردهاند. کاش فرصتی دوباره برای جبران محبتها فراهم شود، محبتی که مثل خوزستان سرزمین آبا و اجدادیام، گرم گرم باقی مانده است." |