به گزارش ورزش سه، بازگشت ژوزه مورینیو به نیمکت رئال مادرید یکی از بحثبرانگیزترین اتفاقات فوتبال اسپانیا در ماههای اخیر بود؛ مربیای که شاید بیش از هر شخصیت دیگری در دو دهه اخیر، در جمع هواداران موافق و مخالف داشته است. بازگشت "آقای خاص" به سانتیاگو برنابئو برای بخشی از هواداران جذاب و هیجانانگیز بود، اما برای گروهی دیگر، تصمیمی غیرمنتظره و حتی نگرانکننده به نظر رسید. خاطره دوران نخست حضور مورینیو در مادرید، با تمام موفقیتهایش، همچنان با حاشیه، اختلاف و دو دستگی اجتماعی گره خورده است. از طرف دیگر، تجربههای اخیر او روی نیمکت تیمهای مختلف هم چندان درخشان نبود و کسی یادش نرفته که ژوزه فصل گذشته حتی نتوانست بنفیکا را به لیگ قهرمانان اروپا برساند. با این حال، مورینیو این بار در شرایطی متفاوت وارد مادرید شد. هواداران از تیمی که فصل قبل روزهای پرتنشی را پشت سر گذاشته بود، خسته شده بودند؛ تیمی که مشکلات رفتاری و جنگهای داخلی در آن تکراری و همیشگی شده بود. درگیری بازیکنان، اختلاف بازیکنان با مربیان و بیتفاوتی برخی ستارهها در زمین، هواداران را شدیدا ناراضی کرده بود؛ نارضایتیای که به مدیران باشگاه هم رسید.  به همین دلیل، انتخاب مورینیو بیش از آنکه تلاشی برای تحمیل یک فلسفه تازه فوتبالی باشد، پروژهای برای بازگرداندن نظم به رختکن بود. مردی که قرار بود دوباره اقتدار را به مجموعهای پر از ستاره برگرداند و اجازه ندهد هیچ بازیکنی خودش را بالاتر از تیم ببیند. اما حالا، پس از گذشت چهار هفته از لالیگا و در آستانه رویارویی حساس با اینتر در لیگ قهرمانان اروپا، میتواند اولین ارزیابیها از رئال مورینیو را مرور کرد. سه برد در چهار بازی ولی همراه با چند نگرانی از نظر نتیجه، شروع کار قابلقبول بوده است. رئال مادرید در چهار مسابقه سه پیروزی به دست آورده و تنها مقابل بتیس شکست خورده؛ دیداری که باید پذیرفت شانس هم چندان با شاگردان مورینیو یار نبود. با این حال، دو مسئله باعث شده شروع فصل آنطور که انتظار میرفت بینقص نباشد. اولین نگرانی به خط میانی مربوط میشود؛ منطقهای که مثل فصل پیش به نظر میرسد بزرگترین نقطه ضعف تیم است. مورینیو را نمیتوان تنها عامل این مشکل دانست، اما واقعیت این است که رئال در مرکز زمین از نظر خلق موقعیت، تنوع در بازی و داشتن ایدههای روشن دچار مشکل است؛ فرقی هم نمیکند چه بازیکنانی در این بخش به میدان بروند.  این کمبود خلاقیت در نهایت مستقیماً روی بخش هجومی تیم اثر میگذارد. رئال ستارههای بزرگ و مهاجمان تعیینکنندهای در اختیار دارد، اما وقتی توپ به خط حمله میرسد، گاهی اوقات خبری از آن جریان روان و تنوعی که از چنین تیمی انتظار میرود نیست.
اما مسئله اصلی در مورد مورینیو، همچنان جای دیگری است؛ مدیریت ستارهها. ستارهها هنوز جایگاه برتر خود را حفظ کردهاند قرار بود یکی از مهمترین تغییرات با ورود مورینیو، کمرنگ شدن جایگاههای ویژه و امتیازهای شخصی در رختکن باشد. با این حال، حداقل در هفتههای نخست، این اتفاق به شکل محسوسی رخ نداده است. وینیسیوس، کیلیان امباپه و جود بلینگام تقریباً در تمام مسابقات تا پایان بازی کردهاند یا در دقایق پایانی از زمین خارج شدهاند. این در حالی است که بازیکنانی مثل آردا گولر، که در برخی مسابقات عملکرد قابلقبولتری داشتهاند، زودتر تعویض شدهاند. در روزهای اخیر حتی چند خبرنگار اسپانیایی مدعی شدهاند که وینیسیوس جونیور ممکن است برای اولین بار راهی نیمکت شود. توماس رونچرو، خبرنگار و چهره شناختهشده رسانهای نزدیک به رئال مادرید، یکی از کسانی بوده که چنین احتمالی را مطرح کرده است.  اما انتظاری که از مورینیو میرود تنها نیمکتنشین کردن یک ستاره نیست. خیلیها معتقدند او باید در مورد میزان تلاشهای دفاعی وینیسیوس و امباپه سختگیرتر باشد و از آنها بخواهد سهم بیشتری در کار بدون توپ داشته باشند. همزمان، برخی هواداران و خبرنگاران انتظار دارند فرصت بیشتری در اختیار بازیکنانی مثل کارلوس اسپی قرار بگیرد. مورینیو برای اثبات اینکه بازگشتش به مادرید فقط نوستالژی نیست، راه درازی در پیش دارد. نتیجهها فعلاً بد نیستند، اما در رئال مادرید، یک مربی همیشه فقط با جدول و تعداد پیروزیها سنجیده نمیشود. در برنابئو، رفتار با ستارهها، میزان اقتدار در رختکن و حتی زمان تعویض یک بازیکن بزرگ هم میتواند به موضوعی برای بحث تبدیل شود. مورینیو این را بهتر از هر کسی میداند |