به گزارش "ورزش سه"، از فیزیوتراپیست تا یکی از بزرگترین مربیان والیبال جهان؛ این، مسیر غیرمعمول لوران تیلیه است. مردی که فرانسه را به نخستین مدال طلای المپیک تاریخش رساند، این تیم را به یکی از قدرتهای برتر والیبال جهان تبدیل کرد و حالا در تلاش است همین مسیر را با تیم ملی ژاپن تکرار کند.
همین چالش، در ماههای اخیر به بزرگترین انگیزه او تبدیل شده است. تیلیه در ابتدای سال ۲۰۲۵ هدایت تیم ملی ژاپن را بر عهده گرفت و تنها یک سال بعد، ساموراییها مرحله مقدماتی لیگ ملتهای والیبال را بدون حتی یک شکست به پایان رساندند و با ثبت رشتهای خیرهکننده از پیروزیها راهی نیمهنهایی شدند.
شکست دراماتیک ۳ بر ۲ مقابل آمریکا در نیمهنهایی، رویای قهرمانی را از ژاپنیها گرفت و یک روز بعد نیز آنها در دیدار ردهبندی برابر اسلوونی مغلوب شدند و از رسیدن به مدال بازماندند.  با این حال، تیمی که حول محور کاپیتان یوکی ایشیکاوا شکل گرفته، نشان داده است که حالا کیفیت لازم برای رقابت با بهترین تیمهای جهان را در اختیار دارد.
البته این موفقیت فقط حاصل تغییرات تاکتیکی نیست، بلکه نتیجه فلسفهای است که تیلیه طی دههها فعالیت خود، ابتدا به عنوان بازیکن، سپس فیزیوتراپیست و در نهایت مربی، آن را شکل داده است.
در همان سالها بود که نگاه او به تدریج از خود بازی، به سمت بازیکنان و نحوه تصمیمگیری آنها در شرایط پرفشار تغییر کرد. او بیش از آنکه به این فکر کند چگونه میتوان یک مسابقه خاص را برد، به این سؤال میاندیشید که چرا بعضی تیمها همیشه در میان بهترینهای جهان باقی میمانند، اما برخی دیگر هرگز به ظرفیت واقعی خود نمیرسند.
زمانی که در اوایل دهه ۱۹۹۰ به دوران بازیگری خود پایان داد، قصد نداشت بلافاصله وارد دنیای مربیگری شود. او در رشته فیزیوتراپی فارغالتحصیل شد و مدتی نیز در همین حرفه فعالیت کرد.
اما سرنوشت مسیر دیگری برایش در نظر گرفته بود. کمی پیش از آغاز یک فصل، باشگاه کان بدون سرمربی ماند و مدیریت باشگاه به صورت موقت هدایت تیم را به تیلیه سپرد. قرار بود او فقط تا پایان همان فصل روی نیمکت بماند، اما همین مسئولیت موقت، آرامآرام به رسالت اصلی زندگیاش تبدیل شد.
تیلیه از همان سالهای ابتدایی مربیگری، دیدگاه متفاوت خود را نسبت به نقش یک مربی شکل داد. او به جای تکرار الگوهای رایج، به دنبال ساختن سبک مخصوص خودش رفت؛ سبکی که بعدها به امضای کاری او تبدیل شد.  آزادی همراه با مسئولیت
در زمان استراحت بین ستها، بیشتر مربیان صحبت میکنند، اما لوران تیلیه بیشتر گوش میدهد.
در حالی که اطرافش سرشار از هیجان و احساسات است، به ندرت صدایش را بالا میبرد. او به دنبال سرزنش یا ارائه راهحلهای آماده نیست، بلکه تلاش میکند توجه بازیکنان را به اتفاقات داخل زمین جلب کند و به آنها فرصت دهد خودشان بهترین تصمیم را بگیرند.
این نگاه از اعتقاد او سرچشمه میگیرد؛ اینکه والیبال ورزشی بسیار سریع است و نمیتوان بعد از هر امتیاز از بیرون زمین آن را مدیریت کرد. در لحظههای سرنوشتساز، این بازیکن است که باید شرایط را درک کند، ریسک را بسنجد و تصمیم نهایی را بگیرد. از نظر تیلیه، وظیفه مربی آماده کردن بازیکن برای چنین لحظاتی است، نه تصمیم گرفتن به جای او.
او در ابتدای دوران مربیگری خود به شدت تحت تأثیر کارل مکگوان، نظریهپرداز آمریکایی والیبال مدرن، قرار گرفت. مکگوان مخالف تمرینات تکراری و مکانیکی بود و اعتقاد داشت تمرین باید تا حد امکان به شرایط واقعی مسابقه نزدیک باشد. تیلیه این تفکر را پذیرفت و آن را به ستون اصلی فلسفه مربیگری خود تبدیل کرد.
لوران تیلیه میگوید: «نمیخواهم بازیکنانم به من وابسته باشند؛ میخواهم خودشان بتوانند راهحل پیدا کنند.»
البته از نگاه او، استقلال هرگز به معنای بیانضباطی نیست. او آزادی عمل میدهد، اما در مقابل از بازیکنان میخواهد مسئولیت تصمیمها، رفتار و واکنشهای خود را نیز بپذیرند. همینجا است که دو اصل مهم فلسفه او یعنی اعتماد و مسئولیت، به هم میرسند.
برای این مربی فرانسوی، نگرش ذهنی از هر چیز دیگری مهمتر است. او معتقد است این نگرش با یک سخنرانی انگیزشی قبل از مسابقه شکل نمیگیرد، بلکه هر روز، در کیفیت تمرین، واکنش به یک امتیاز از دست رفته و حفظ آرامش در شرایط سخت ساخته میشود. مهارت فنی میتواند یک مسابقه را ببرد، اما استحکام ذهنی است که قهرمانی میآورد. نگاه او به بازیکنان نیز ریشه در نخستین حرفهاش دارد. یک فیزیوتراپیست پیش از هر اقدامی، ابتدا مشاهده میکند. از نگاه تیلیه، افتادن شانهها، سکوت غیرعادی یا تغییر زبان بدن، گاهی بیشتر از ساعتها گفتوگو حقیقت را آشکار میکند. به همین دلیل باور دارد یک مربی ابتدا باید انسان مقابلش را بشناسد تا بتواند روی بازیکن تأثیر بگذارد.
او میگوید: «اول عمل کنید، اما استراتژیک فکر کنید.»
این جمله، خلاصهای از فلسفه اوست؛ واکنشها باید سریع و طبیعی باشند، اما پشت هر تصمیم، ساعتها تحلیل، برنامهریزی و آمادگی نهفته است.  هنر ساختن یک تیم قهرمان
لوران تیلیه میگوید: «من هرگز نمیخواستم مربی شوم، اما خیلی زود فهمیدم از کمک کردن به پیشرفت آدمها لذت میبرم.»
زمانی که در سال ۲۰۱۲ هدایت تیم ملی فرانسه را بر عهده گرفت، با نسلی کمنظیر از ستارهها روبهرو شد؛ اروین انگاپت، بنجامین تونیوتی، ژنیا گربنیکوف، کوین تیلیه، آنتوان بریزارد، ژان پاتری، بارتلمی شیننیزه، ترور کلونو و دیگر بازیکنانی که بعدها به ستونهای والیبال فرانسه تبدیل شدند.
فرانسویها استعداد شکست دادن هر تیمی را داشتند، اما در مسابقات بزرگ ثبات ذهنی لازم را نداشتند. مأموریت تیلیه اضافه کردن استعداد جدید نبود؛ او باید به همان استعدادها جهت میداد و آنها را متقاعد میکرد که جایگاه واقعیشان در میان بهترینهای جهان است.
او به جای تحمیل یک الگوی رفتاری ثابت، محیطی ساخت که شخصیتهای متفاوت بتوانند کنار هم رشد کنند. هر بازیکن فردیت خود را حفظ میکرد، اما یاد میگرفت آن را در خدمت موفقیت تیم قرار دهد.
نتیجه این رویکرد در سال ۲۰۱۵ نمایان شد؛ فرانسه برای نخستین بار قهرمان اروپا شد و پس از آن قهرمانی در لیگ جهانی و لیگ ملتها نیز از راه رسید. مهمترین موفقیت اما در المپیک توکیو رقم خورد؛ جایی که فرانسه با عبور از لهستان، آرژانتین و روسیه، برای نخستین بار قهرمان المپیک شد.
این قهرمانی برای تیلیه رنگ و بوی شخصی هم داشت، چرا که آن را در کنار پسرش، کوین تیلیه، جشن گرفت.
پس از دو دوره حضور در المپیک، او تصمیم گرفت از تیم ملی فرانسه جدا شود. به اعتقادش، حتی موفقترین تیمها نیز برای ادامه مسیر به صدایی تازه نیاز دارند.
با این حال، پایههایی که او بنا گذاشت، آنقدر مستحکم بود که فرانسه پس از او نیز با هدایت آندرهآ جیانی، دومین طلای متوالی المپیک را در پاریس ۲۰۲۴ به دست آورد.  چالش جدید در ژاپن
پس از ترک فرانسه، تیلیه راهی ژاپن شد؛ کشوری که پیش از قبول هدایت تیم ملی نیز با والیبال آن بیگانه نبود. او پنج فصل هدایت باشگاه اوساکا بلوتئون (پاناسونیک پنترز سابق) را بر عهده داشت و با فضای والیبال این کشور کاملاً آشنا بود.
زمانی که پیشنهاد هدایت تیم ملی ژاپن را پذیرفت، میدانست قرار نیست همه چیز را از نو بسازد. فیلیپ بلین پیش از او هویت تازهای به ژاپن داده بود و مأموریت تیلیه، رساندن این تیم به مرحله بعدی؛ یعنی قهرمانی، بود.
او اعتماد به نفس بیشتر، آزادی تصمیمگیری و استفاده گستردهتر از تمام بازیکنان را به تیم اضافه کرد.
رهبر این تیم همچنان یوکی ایشیکاوا است؛ کاپیتانی که حلقه اتصال نسل ساختهشده توسط بلین و دوران جدید تیلیه محسوب میشود.
در کنار او، ران تاکاهاشی، کنتو میائورا، کای، تومیتا، تایشی اونودرا، مورایاما، یوجی نیشیدا، ماساهیرو سکیتا و توموهیرو یاماموتو، ستونهای اصلی نسل جدید والیبال ژاپن را تشکیل میدهند.
یکی از مهمترین ویژگیهای تیم تیلیه، عمق ترکیب است. او فقط شش بازیکن اصلی را آماده نمیکند، بلکه تمام اعضای تیم را برای ایفای نقش در هر لحظه از مسابقه آماده نگه میدارد. از نگاه او، تورنمنتهای بزرگ را فقط شش بازیکن اصلی نمیبرند؛ بلکه تیمی قهرمان میشود که همه اعضایش بدانند چه زمانی باید وارد میدان شوند و مسئولیت خود را انجام دهند.
اینکه آیا لوران تیلیه میتواند ژاپن را به قهرمانی جهان یا المپیک برساند، هنوز مشخص نیست؛ اما یک نکته از همین حالا روشن است. او هر جا که مربیگری کرده، به همان اصول همیشگی خود وفادار مانده است؛ اعتماد، مسئولیتپذیری و ساختن تیمی که همه اعضایش برای یک هدف مشترک بجنگند.
شاید به همین دلیل است که بازیکنانش، او را نه فقط یک مربی بزرگ، بلکه کسی میدانند که به آنها کمک کرده بهترین نسخه خودشان باشند. فرانسه پیشتر نشان داده این فلسفه تا کجا میتواند یک تیم را پیش ببرد؛ حالا نوبت ژاپن است که ثابت کند میتواند همان مسیر را تا انتها طی کند. |