| طرفداری نوشت: موضع گیری اخیر علیرضا بیرانوند و هجوم سراسر کنایه، طعنه و بی احترامی او به علی دایی، از آن دست اتفاقاتی است که چشمان حیرت زده جامعه فوتبال را به صفحه گوشی ها خشک کرد. البته این یادداشت، ابداً یک جوابیه نیست؛ چرا که نه اسطوره ای مثل علی دایی برای دفاع از نام، اعتبار و شناسنامه بین المللی اش نیاز به قلم کسی دارد، و نه اساساً این جنس ادعاها و هجمه ها از دهان برخی آدم ها، ارزش پاسخ دادن دارد. این چند سطر صرفاً برای این نوشته می شود تا در گوشه ای از تاریخ فوتبال این سرزمین به یادگار بماند؛ تاریخی کج مدار که این روزها در آن آب سربالا می رود و آدم هایی که قواره شان فرسنگ ها با بزرگی فاصله دارد، شروع به ابوعطا خواندن کرده اند. شب نامه ای سفارشی از اتاق فکرِ بازنده ها علیرضا بیرانوند در یک استوری اینستاگرامی متنی را منتشر کرده که هر کسی کمترین شناختی از او و ادبیاتش داشته باشد، به خوبی می داند این کلمات، تراوشات ذهنی خودش نیست. این که این شب نامه سفارشی به دستور چه کسی و با هدایت کدام اتاق فکر دیکته شده است، خود محل بحث های دیگری است اما به نظر می رسد عده ای پشتِ یک دروازه بان سنگر گرفته اند تا عقده گشایی کنند. بیرانوند مدعی شده علی دایی روی فراموش کاری ما حساب باز کرده چون روزی در ورزشگاه آزادی به عربستان باخته است! چقدر عجیب؛ دایی به عربستانی باخت که 3 قهرمانی آسیا و 7 بار سابقه صعود به جام جهانی را در کارنامه دارد. اما شما چطور؟ تیمی که شما امروز دروازه بان فیکس آن هستید، در اکثر ورزشگاه های قاره به تیم نوظهوری مثل ازبکستان باخته و با سلام و صلوات در تورنمنت درجه چندم کافا از تاجیکستان مساوی گرفته است! گویا این شما هستید که روی فراموش کاری یک ملت حساب باز کرده اید، نه شناسنامه بین المللی فوتبال ایران. سنگر گرفتن پشتِ خاکریز جنگ برای تطهیر فوتبال شما که در متن سفارشی تان به شرایط حساس میهنی و بحران تجاوز خارجی واقفید، چرا دست از چنگ زدن به خاکریزهای جنگ برای ساکت کردن منطق و فوتبال برنمی دارید؟ در میانه یک جنگ وجودی و میهنی، فوتبالِ لرزان، بی کیفیت و رانتی شما چه اهمیتی دارد که نام مقدسی مثل شهدا و جان هموطنان را خرجِ تطهیر ناکارآمدی خودتان می کنید؟ چرا شما و امثال شما در کادر فنی تیم ملی و فدراسیون فوتبال، هر زمان که قافیه فنی را می بازید و با انتقاد روبرو می شوید، به دنبال تهدید منتقدان می روید تا دهان هر صدای معترضی را ببندید؟ چرا نمی خواهید بفهمید کسی که نقد می کند، دلسوز این فوتبال است و آن کج اندیشانی که با تملق و بله قربان گویی، این روند باطل شما را تایید می کنند، دشمنان اصلی هستند؟ دروازه بانی که به گواه شناسنامه اش 33 سال سن دارد اما تمام قوانین عمومی مملکت را دور زده تا به خدمت مقدس سربازی نرود، چطور دم از بی رانتی و دست های پینه بسته می زند؟ جالب تر آنکه آخر هم برای افکار عمومی مشخص نشد چنین شخصی چطور ناگهان و یک شبه در آزمون دکتری پذیرفته شد! ما به این موارد اشاره می کنیم چون خودتان ادعا کردید از هیچ رانتی استفاده نکرده اید و فوتبال را به غیرت میهنی ربط می دهید. شما که این قدر درگیر مسائل ملی و دلسوز تمامیت ارضی هستید، چرا از خدمت سربازی که طبق قانون همین مملکت برای هر مرد ایرانی واجب است، فرار می کنید و به رانت های خاص ورزشی چنگ می زنید؟ کلام آخر؛ بندِ حاشیه ای در برابر نصفِ کتاب حقیقت این است که فوتبال ابداً مسئله ای فراتر از یک ورزش معمولی نیست اما از زمان روی کار آمدن برخی از افراد در تیم ملی، اراده ای شکل گرفته تا با تهدید، دهان منتقدان را ببندند. امروز هم که بی شرمی را به جایی رسانده اید که از سایه جنگ و جان هموطنان برای سرپوش گذاشتن بر فوتبال مسخره تان سوءاستفاده می کنید. یادتان باشد، اگر روزی علی دایی صدای اعتراض و انتقاد هواداران را روی خودش شنید، صرفاً به دلایل فنی بود؛ تجربه ای که هرگز طعمش را نخواهید چشید چون فاصله هوادار فوتبال ایران با شما، به اندازه ای است نخواهد وقتش را تلفِ نقد فنی شما کند. شما صرفاً بخش بسیار کوچکی از کتاب تاریخ این فوتبال هستید که نهایتاً در حد یک بندِ حاشیه ای به آن اشاره خواهد شد؛ در حالی که در همان کتاب، بیش از نیمی از صفحات به نام علی دایی و امثال دایی مزین شده است.  |