صفحه اصلی     اقتصادی     اجتماعی     سیاسی     ورزشی     بین الملل     RSS     تماس با ما  
پنجشنبه، 22 مرداد 1405 - 21:15   
 آخرین خبرها
  گفت وگوی تلفنی وزرای خارجه ایران و یونان /رایزنی وزرای خارجه ایران و اتریش
  آخرین خبر از بنزین 87 هزار تومانی؛ تصمیم دولت چیست؟
  انفجار مهیب در نزدیکی پایتخت ایتالیا
  ستاره بزرگ در فرودگاه ریاض/ ورود داماد به عربستان: رونالدو رویت شد!
  چهار مصدوم استقلال به بازی اول رسیدند
 
- اندازه متن: + -  کد خبر: 115295صفحه نخست » آخرین اخبار    شنبه، 27 تیر 1405 - 08:40

چرا دونالد ترامپ دهه‌هاست به «جزیره خارگ» چشم دوخته است؟


چرا دونالد ترامپ دهه‌هاست به «جزیره خارگ» چشم دوخته است و در جریان جنگ اخیر نیز مکررا سعی در اشغال و اعزام نیروی زمینی برای تحقق این رویا را دارد؟ چرا این رویا برای او غیرقابل تحقق خواهد بود؟

از نهم اسفندماه سال گذشته که حملات نظامی امریکا و اسراییل برای بار دوم علیه ایران آغاز شد، بارها و بارها به صورت مستقیم و غیرمستقیم، دونالد ترامپ تمایل قدیمی و ریشه دار خود برای تصرف جزیره خارگ را مطرح کرد.

به گزارش اعتماد، در روزهای اخیر، وال استریت ژورنال نوشته است که بر اساس اطلاعات منابع آگاه خود، دونالد ترامپ مایل به گسترش دامنه عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. بر اساس این گزارش، مقام های آگاه امریکایی فاش کرده اند که رییس جمهور ایالات متحده و دستیاران ارشدش در جریان یک نشست امنیتی، سناریوهای تهاجمی جدیدی را علیه ایران به بحث گذاشته اند .

طبق مستندات این گزارش، در اتاق وضعیت کاخ سفید گزینه هایی جدی پیرامون احتمال اشغال نظامی جزیره خارگ (به عنوان شریان حیاتی صادرات 90 درصد نفت ایران) مطرح شده است. با این حال، وال استریت ژورنال تاکید می کند که ترامپ به رغم بررسی این طرح، هنوز در مورد اعزام نیروهای زمینی برای اجرای این عملیات پرخطر مردد است، چراکه واشنگتن نگران است ایران این جزیره را از خاک اصلی هدف باران موشکی و پهپادی قرار دهد. نیمه نخست فروردین ماه امسال در میان تنش شدید نظامی ایران و امریکا نیز ترامپ صراحتا از طرح خود برای تصرف خارگ گفته بود.

دو هفته پس از آغاز تجاوز نظامی علیه ایران، زمانی ترامپ به روزنامه فایننشال تایمز گفته بود که می خواهد نفت ایران را تصاحب کند و در حال بررسی تصرف جزیره خارگ است. با این حال افزود که چنین عملیاتی به این معناست که باید مدتی در آنجا [در جزیره خارگ] بمانیم . قبل از این گفت وگوی ترامپ با روزنامه فایننشال تایمز، وب سایت امریکایی آکسیوس به نقل از چهار منبع آگاه گزارش داد که امریکا در حال بررسی طرح هایی برای اشغال یا محاصره این جزیره است تا ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز، یکی از مهم ترین مسیرهای کشتیرانی جهان در جنوب سواحل ایران، تحت فشار قرار دهد. برای درک این عطش و طلب از جانب ترامپ برای تصرف جزیره خارگ باید به عقب بازگشت؛ به عقب تر از دوران برجام، عقب تر از کارزارهای انتخاباتی 2016 و حتی به سال هایی که او هنوز یک تاجر جوان مو بور در برج معروفش در نیویورک بود.

در حالی که بسیاری از ناظران بین المللی تصمیمات نظامی و تهدیدات اخیر کاخ سفید علیه شریان های نفتی ایران را اقداماتی آنی، واکنشی و برخاسته از بحران های جاری خلیج فارس می دانند، اسناد تاریخی فاش می کنند که ایده تصرف یا نابودی جزیره خارگ ، یک استراتژی کهنه و 38 ساله در ذهن چهل و هفتمین رییس جمهور ایالات متحده است. این نه یک تصمیم ضرب الاجل نظامی، بلکه تحقق یک وسواس ذهنی قدیمی است که ریشه در سال 1988 میلادی دارد.

قرار ملاقات در نیویورک مستندات گاردین از سال 1988

در سال 1988 (1367 شمسی)، جهان در آتش اواخر جنگ ایران و عراق و به ویژه جنگ نفتکش ها در خلیج فارس می سوخت. در همان روزها، دونالد ترامپِ 41 ساله، به عنوان یک غول املاک و مستغلات تازه کتاب معروف خود، هنر معامله (The Art of the Deal) را منتشر کرده بود و برای تبلیغ آن در بریتانیا با رسانه ها گفت وگو می کرد.

پولی توینبی ، خبرنگار وقت روزنامه گاردین ، در لابی هتل با این میلیاردر جاه طلب به گفت وگو نشست؛ گفت وگویی که قرار بود درباره تجارت باشد اما ناگهان به مانیفست نظامی ترامپ علیه ایران تبدیل شد. توینبی در گزارش خود ترامپ را فردی با انرژی اهریمنی آماده جهش توصیف کرد. وقتی خبرنگار گاردین از او پرسید که اگر روزی قدرت را در دست بگیرد، پلتفرم و رویکردش در سیاست خارجی چه خواهد بود، ترامپ با لحنی که به گفته خبرنگار شبیه به باریگران فیلم های پدرخوانده بود، پاسخ داد: احترام! ما داریم به یک قدرت اقتصادی درجه دو و یک کشور بدهکار تبدیل می شویم و همه به ما لگد می زنند.

سپس توینبی مساله چگونگی برخورد با تهران را وسط کشید و ترامپ جملاتی را به زبان آورد که امروز پس از نزدیک به چهار دهه، مو به مو در حال اجرا هستند: من در برابر ایران بسیار سخت گیر خواهم بود. آنها دارند از نظر روانی ما را شکست می دهند و ما را شبیه به مشتی احمق جلوه می دهند. اگر حتی یک گلوله به سمت مردان یا کشتی های ما شلیک شود، من کار جزیره خارگ را یکسره می کنم؛ وارد می شوم و آن را تصرف می کنم. ایران حتی نمی تواند عراق را شکست دهد، با این حال ایالات متحده را به بازی می گیرد.

برای دنیا خوب است که با آنها مقابله شود. با بازنشر مجدد این مصاحبه در جریان تنش های نظامی اخیر ارتش امریکا در خلیج فارس، رسانه ها و اندیشکده های غربی به کالبدشکافی این دیدگاه پرداخته اند. نشریه استرالیایی اسپکتاتور در تحلیلی تحت عنوان گزینه خارگ می نویسد: نگاه ترامپ به جنگ، نگاه یک جنگجوی املاکی است. برای او، خارگ یک هدف نظامی انتزاعی نیست، بلکه لیست حقوق بگیران و شریان حیاتی اقتصاد نظام ایران است. ترامپ در سال 1988 به دنبال نابودی کورکورانه نبود، او به دنبال اهرم فشار بود. او معتقد است اگر دارایی اصلی طرف مقابل را تصرف یا به عنوان گروگان حفظ کنی، معامله را برده ای.

تحلیلگران شبکه سی ان ان نیز اشاره می کنند که جزیره خارگ با مساحتی کمتر از نصف منهتن، بیش از 90 درصد صادرات نفت خام ایران را پشتیبانی می کند. از منظر تفکر تجاری ترامپ، تصرف یا فلج کردن این صخره کوچک در خلیج فارس، بدون نیاز به جنگ زمینی گسترده و فرساینده در خاک اصلی ایران، می تواند کل ساختار اقتصادی کشور را به زانو درآورد.

روزنامه کره ای چوسان ایلبو در تحلیلی پیرامون این موضوع از دریچه ای دیگر به این موضوع نگاه کرد و نوشت: ترامپ ثابت کرده است که ایده های تثبیت شده در جوانی اش را در دوران پیری به سیاست رسمی تبدیل می کند؛ همان طور که در سال 1987 با خرید آگهی های تمام صفحه در روزنامه ها از باج دادن امریکا به متحدانش انتقاد کرد و در تعرفه های سنگین دوره ریاست جمهوری اش آن را عملی ساخت، ایده سال 1988 او درباره خارگ نیز امروز از یک فرضیه دور به یک دستور کار روی میز پنتاگون تبدیل شده است. با مرور این گذشته می توان فهمید که خارگ در ذهنیت ترامپ، فراتر از یک ایستگاه نفتی، نمادِ بازیابی آن احترامی است که معتقد بود در دهه 1980 از دست رفته است؛ صخره ای استراتژیک که او 38 سال منتظر ماند تا بالاخره اهرم های قدرت لازم برای فشردن گلوگاه آن را به دست آورد.

داستان جزیره ای که برای همه مهم بوده و هست

جزیره خارگ، با وجود مساحت تنها 24 کیلومتر مربع، بیش از دو هزار سال است که نقشی راهبردی در خلیج فارس ایفا می کند. پیشینه اهمیت این جزیره به دوران هخامنشیان بازمی گردد؛ زمانی که وجود چشمه های طبیعی، خارگ را به بندری مهم برای تجارت دریایی تبدیل کرده بود. در قرن های شانزدهم و هفدهم میلادی، پرتغالی ها و سپس هلندی ها بر این جزیره مسلط شدند و در اوایل قرن بیستم نیز از آن به عنوان یک زندان امنیتی استفاده می شد. اهمیت راهبردی خارگ در دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی وارد مرحله ای تازه شد.

از دهه 1330 خورشیدی (1950 میلادی)، ساخت مرکز ذخیره سازی و صادرات فرآورده های نفتی در این جزیره آغاز و به تدریج خارگ به مهم ترین پایانه صادرات نفت ایران تبدیل شد. در دهه 1960 نیز توسعه زیرساخت های این جزیره با مشارکت شرکت نفتی امریکایی آموکو انجام گرفت و تا پیش از انقلاب اسلامی 1357، بخشی از تاسیسات آن در اختیار شرکت های امریکایی فعال در ایران بود. خارگ که جزیره ای صخره ای است، تنها 15 مایل دریایی (حدود 24 کیلومتر) از سواحل ایران فاصله دارد. با وجود وسعت اندک، این جزیره یکی از حیاتی ترین اجزای زیرساخت انرژی کشور به شمار می رود و هرگونه حمله به آن، در عمل به معنای هدف قرار دادن شریان اصلی صادرات نفت ایران خواهد بود. بخش عمده صادرات نفت خام ایران از طریق پایانه نفتی خارگ انجام می شود.

نفت تولیدی از میدان های فراساحلی ابوذر، فروزان و درود از طریق شبکه ای از خطوط لوله زیردریایی به این پایانه منتقل می شود. ظرفیت ذخیره سازی نفت در خارگ نیز حدود 18 میلیون بشکه برآورد می شود که معادل حدود 10 تا 12 روز صادرات در شرایط عادی است. اسکله های عمیق خارگ امکان پهلوگیری نفتکش های بسیار بزرگ (VLCC) را فراهم می کنند؛ مزیتی که در بسیاری از سواحل کم عمق سرزمین اصلی ایران وجود ندارد. نفتکش ها پس از بارگیری، با عبور از خلیج فارس و تنگه هرمز، نفت ایران را به بازارهای بین المللی، به ویژه چین که بزرگ ترین خریدار نفت ایران محسوب می شود، منتقل می کنند.

چرا ترامپ به جای جنگ ایدئولوژیک به دنبال تصرف دارایی است؟

بررسی رفتار و گفته های دونالد ترامپ نشان می دهد که او برخلاف اسلاف خود در کاخ سفید، به ویژه نومحافظه کارانی چون جورج بوش پسر، کمترین تعلقی به مفاهیم ایدئولوژیک، صدور دموکراسی یا پروژه های هزینه بر و فرساینده تغییر رژیم ندارد. برای ترامپ، خاورمیانه صحنه تقابل خیر و شر یا دموکراسی و استبداد نیست، بلکه یک بازار بزرگ، آشفته و پر از دارایی های باارزش است که باید قوی ترین بلوک های آن را تصاحب کرد. او سعی دارد تا قواعد بازی در بازار مسکن نیویورک را عینا به شطرنج خونین ژئوپلیتیک جهانی تزریق کند. در ذهن ترامپ، جنگ های طولانی مدت به سبک اشغال افغانستان یا عراق، بزرگ ترین خطای تجاری و هدر دادن سرمایه محسوب می شوند.

بوش پسر با پیش فرض های ایدئولوژیک به دنبال تسخیر پایتخت ها و دگرگونی ساختارهای سیاسی بود، اما ترامپ به جای اشغال پایتخت، به استراتژی گروگانگیری دارایی اقتصادی باور دارد. نگاه او به جغرافیا، کاملا فیزیکی، مادی و پولی است. از منظر یک تاجر، ارزش یک کشور به ایدئولوژی یا حاکمان آن نیست، بلکه به زیرساخت ها، چاه های نفت، بنادر و شریان های مواصلاتی آن است. به همین دلیل، او در سوریه علنا اعلام می کرد که ما نفت را نگه می داریم و در قبال کره شمالی، سواحل آن را پتانسیلی عالی برای ساخت هتل های مجلل توصیف می کرد. این دقیقا همان لنزی است که او با آن به جمهوری اسلامی ایران نگاه می کند؛ صخره ای استراتژیک به نام جزیره خارگ در این نگاه، نه یک موقعیت نظامی انتزاعی، بلکه گرانقیمت ترین و حیاتی ترین ملک در سبد دارایی های ایران است. این نگاه مستقیما به یک مدل باج گیری در سیاست خارجی ختم می شود.

ترامپ به دنبال نابودی کامل یا محو یک نظام سیاسی از جغرافیای جهان نیست، چراکه یک حریف نابود شده دیگر چیزی برای معامله کردن ندارد. در عوض، دکترین او روی تصاحب، فلج کردن یا محاصره دارایی های حیاتی رقیب متمرکز است تا از این طریق کلیدی ترین مفهوم ذهنی خود، یعنی اهرم فشار را پیاده کند. از نظر ترامپ، اگر بتوان شریان حیاتی صادرات درآمدزای یک کشور را تحت کنترل گرفت یا به عنوان گروگان ژئوپلیتیک حفظ کرد، رقیب عملا چاره ای جز تسلیم و نشستن پای میز قمار تحقیرآمیز نخواهد داشت. تصرف یا تهدید مستقیم جزیره خارگ در ذهنیت تاجرانه ترامپ، خریدن یا بالا کشیدن همان ملک مرغوبی است که رقیب را ورشکست و مجبور به امضای سند واگذاری می کند؛ رویکردی کاسبکارانه که جنگ را از تالارهای اندیشکده های استراتژیک به اتاق های مزایده و حراجی های اجباری منتقل کرده است.

موازی سازی راهبردی؛ از کوه کلنگ تا خارگ

افشاگری های اخیر روزنامه وال استریت ژورنال از لایه های درونی اتاق وضعیت کاخ سفید و نشست های محرمانه پنتاگون، پرده از یک راهبرد نظامی جدید و دووجهی برمی دارد که می توان آن را دکترین فشار حداکثری نظامی نامید. بر اساس اسناد و گزارش های درز کرده از این جلسات استراتژیک، دونالد ترامپ دیگر به تحریم های اقتصادی اکتفا نکرده و به دنبال ایجاد یک منگنه استراتژیک همه جانبه علیه تهران است؛ منگنه ای که یک فک آن بر گلوی شریان نفتی ایران در جنوب یعنی جزیره خارگ و فک دیگر آن بر قلب پروژه های راهبردی و زیرزمینی کشور در عمق خاک اصلی، به ویژه مجتمع در حال ساخت کوه کلنگ گزلا فشرده می شود.

این موازی سازی راهبردی نشان می دهد واشنگتن با ترکیب تهدیدات سخت انرژی و هسته ای، به دنبال فلج کردن همزمان منبع درآمدی و ابزار بازدارندگی استراتژیک ایران است. بر اساس ارزیابی های راداری سنتکام و تصاویر ماهواره ای ارایه شده در نشست های محرمانه پنتاگون، مجتمع زیرزمینی در حال احداث در دل صخره های کوه کلنگ به یکی از بزرگ ترین کابوس های اطلاعاتی ایالات متحده تبدیل شده است. واشنگتن معتقد است این پناهگاه های عمیق دون کوهی، به دلیل مصونیت نسبی در برابر بمب های سنگرشکن متعارف، پتانسیل بالایی برای پیشبرد فرآیندهای نهایی بازدارندگی راهبردی دارند.

ترامپ با درک این موضوع، ایده بمباران یا نابودی این دژهای کوهستانی را در کنار سناریوی اشغال جزیره خارگ روی میز فرماندهان نظامی قرار داده است. از دیدگاه مشاوران تندرو کاخ سفید، تهدید همزمان این دو نقطه راهبردی، موازنه وحشت را به نفع واشنگتن تغییر می دهد. در این چارچوب تحلیلی، اگر خارگ نماد بقای روزمره و اقتصادی ایران باشد، کوه کلنگ و مجتمع های موازی آن نماد بقای بلندمدت و ژئوپلیتیک کشور هستند و هدف قرار گرفتن همزمان آنها، پایتخت را با یک بحران موجودیتی بی سابقه مواجه می کند.

این استراتژی، فراتر از یک نقشه نظامی ساده، در واقع یک تکنیک چانه زنی تهاجمی بر پایه تئوری بازی هاست. تاجر پیشین منهتن به خوبی می داند که برای وادار کردن یک رقیب سرسخت به عقب نشینی کامل، باید او را در موقعیت انتخاب بین بد و بدتر قرار داد. هدف غایی از طراحی این منگنه ژئوپلیتیک، سوق دادن تهران به سمت امضای یک ابر معامله تحقیرآمیز است؛ معامله ای که در آن ایران برای حفظ بقای فیزیکی شریان های نفتی خود در خارگ، مجبور به توقف و واگذاری دستاوردهای عمیق خود در کوه کلنگ و سایر نقاط شود یا بالعکس.

عملیات خشم حماسی وقتی ایده 38 ساله روی میز پنتاگون نشست

حمله امریکا در مرحله اول در جنگ 12 روزه و بعد تجاوز نظامی از نهم اسفندماه سال گذشته، یکی از ملموس ترین چرخه های انتقال قدرت از عرصه تئوری به عرصه عمل در کاخ سفید ترامپ است. وسواس ذهنی و ایده 38 ساله ای که او برای اولین بار در لابی هتل نیویورک در سال 1988 مطرح کرد-یعنی تصرف یا فلج کردن شریان نفتی ایران در جزیره خارگ-امروز دیگر صرفا یک بلوف سیاسی یا یادداشتی در حاشیه کتاب هنر معامله نیست. این ایده کهنه، اکنون با اسم رمز عملیات خشم حماسی به عنوان یک طرح عملیاتی و فوق العاده جدی روی میز فرماندهی سنتکام و ستاد مشترک ارتش ایالات متحده قرار گرفت.

بررسی گام های اخیر کاخ سفید نشان می دهد که چگونه بیانیه های تند رسانه ای رییس جمهور، گام به گام در حال تبدیل شدن به مختصات پروازی بمب افکن ها، آرایش ناو گروه ها و پلتفرم های تهاجمی تفنگداران دریایی در پهنه آب های خلیج فارس است. آغاز فاز اجرایی و لجستیکی این دکترین نظامی با صدور دستورات مستقیم و بی واسطه ترامپ به فرماندهی سنتکام کلید خورد. در این میان، به کارگیری تسلیحات استراتژیک هوایی ارتش امریکا، پیام واضحی را به ساختار دفاعی منطقه مخابره کرد.

بر اساس برنامه امریکا قرار بود که بمب افکن های بی-2 با توانایی حمل سنگین ترین تسلیحات متعارف و بمب های سنگرشکن هدایت شونده، نقشی کلیدی در استراتژی کور کردن پدافند و ایجاد شوک ایفا کنند. حملات رادارگریز این پرنده های غول پیکر طوری طراحی شده است تا قبل از هرگونه اقدام برای نزدیک شدن به حریم آب های ساحلی، رادارهای اخطار اولیه، آتشبارهای پدافندی موشکی و مراکز فرماندهی و کنترل ایران را هدف قرار دهند؛ امری که از دیدگاه طراحان پنتاگون، پوشش هوایی لازم را برای فازهای بعدی عملیات فراهم می سازد. به موازات این زنجیره تهاجم هوایی، تغییر آرایش ناوهای هواپیمابر امریکایی نظیر یواس اس آبراهام لینکلن و ناوگروه های همراه آن در دریای عمان و شمال اقیانوس هند، مکمل دریایی این منگنه نظامی است.

با این حال، تفاوت عمده عملیات خشم حماسی با مدل های سنتی بمباران های هوایی دهه 1990، در پیوند زدن نیروی هوایی با پلتفرم های تهاجمی تفنگداران دریایی است. برای اولین بار پس از دهه ها، پنتاگون مجبور شده است تا سناریوهای جنگ با همان یورش ساحلی را بازخوانی کند. بر اساس ادعاهای رسمی و غیررسمی مقامات امریکایی، تفنگداران دریایی امریکا مستقر روی ناوهای بالگردبر و شناورهای آب خاکی، عملا در حال تمرین برای پیاده شدن روی عوارض جغرافیایی ساحلی و صخره های مرجانی خلیج فارس هستند.

هدف از این تمرینات، ایجاد یک سرپل نظامی برای تصرف فیزیکی اسکله ها، مخازن ذخیره سازی و پلتفرم های صادراتی جزیره خارگ است تا ایده کهنه ترامپ مبنی بر وارد می شوم و آن را تصرف می کنم ، جامه ای کاملا عملیاتی به خود بپوشاند. این گسیل بی سابقه تجهیزات و آرایش تهاجمی، بازتاب دهنده تغییری بنیادین در رفتارشناسی نظامی واشنگتن است. در دوره های گذشته، تحرکات نظامی امریکا در خلیج فارس عموما با هدف بازدارندگی یا پاسخ های محدود به حوادث نفتکش ها تنظیم می شد؛ اما در چارچوب عملیات خشم حماسی، هدف نهایی فراتر از بازدارندگی است.

ترامپ تلاش می کند تا با فعال سازی گام به گام این ماشین جنگی، یک پیام قاطع و بدون بازگشت به تهران ارسال کند: اینکه ایالات متحده آماده است تا هزینه های فراروند یک درگیری مستقیم را بپذیرد، مشروط بر اینکه بتواند بزرگ ترین دارایی و نقطه اتکای اقتصادی ایران را به عنوان اهرم فشار نهایی در اختیار بگیرد. تمام این موارد نشان می دهد که ذهنیت تاجرانه و املاکی ترامپ، ساختار بروکراتیک پنتاگون را وادار کرده تا تمام ملاحظات محافظه کارانه سنتی خود را کنار گذاشته و خود را برای اجرای یکی از جسورانه ترین و در عین حال خطرناک ترین قمار های نظامی تاریخ معاصر آماده کند.

آتش شبانه در جنوب توهم دیوارزدایی برای فرود تفنگداران

انفجارها و آتش باری های موشکی و هوایی مداوم در شب های اخیر در طول خط ساحلی خلیج فارس و جزایر جنوبی ایران، فاز پیش زمینه و بسترساز عملیات خشم حماسی را وارد مرحله ای سرنوشت ساز کرده است. از دیدگاه طراحان نظامی سنتکام، این حملات زنجیره ای کورکورانه صرفا برای نمایش قدرت نیستند، بلکه بخشی از یک استراتژی کلاسیک نظامی تحت عنوان دیوارزدایی یا پاک سازی پدافندی محسوب می شوند. دونالد ترامپ با اتکا به مشاوران جنگی خود بر این باور است که با بمباران مداوم سایت های راداری، پیش کانال های شنود، خطوط پدافند موشکی ساحلی و لانچرهای موشک های ضدکشتی ایران در سواحل مکران و بوشهر، می تواند یک کریدور امن هوایی و دریایی ایجاد کند.

هدف نهایی از این عملیات، فلج کردن خطوط دفاعی ساحلی ایران است تا بستر لازم برای پرواز بالگردهای ترابری و حرکت شناورهای دوزیست پلتفرم های تهاجمی تفنگداران دریایی امریکا جهت پیاده شدن روی صخره های مرجانی جزیره خارگ و تصرف زمینی آن هموار شود. ترامپ در توهم تجاری و نظامی خود تصور می کند که با نابودی این دیوارهای دفاعی، تصرف خارگ مانند یک جابه جایی ساده مستغلات در منهتن، سریع و بی دردسر خواهد بود؛ اما واقعیت های سخت ژئوپلیتیک و نظامی خلیج فارس نشان می دهند که چرا این ایده 38 ساله هرگز تعبیر نخواهد شد و به عنوان یک رویای دست نیافتنی در کارنامه او باقی می ماند.

چرا رویای ترامپ همیشه رویا باقی می ماند؟

نخستین و بزرگ ترین بن بست تاکتیکی امریکا در این سناریو، موقعیت جغرافیایی خاص جزیره خارگ و مفهوم محاصره از خاک اصلی است. خارگ یک جزیره دورافتاده در میان اقیانوس نیست که بتوان آن را مانند جزایر مالویناس یا گوآم منزوی کرد؛ این جزیره در فاصله بسیار کوتاهی (حدود 30 کیلومتری) از سواحل بوشهر و بندر گناوه قرار دارد.

این نزدیکی جغرافیایی عملا جزیره را به بخشی از حریم آتش مستقیم خاک اصلی ایران تبدیل می کند. هر نیروی اشغالگری که طبق نقشه ترامپ قدم روی این جزیره بگذارد، بلافاصله در موقعیت آسیب پذیر قرار خواهد گرفت. حتی اگر ارتش امریکا بتواند تمام رادارهای مستقر در خود جزیره را نابود کند، نمی تواند هزاران لانچر موشکی پنهان شده در اعماق تونل های زیرزمینی کوه های زاگرس و نوار ساحلی طویل جنوب ایران را ردیابی و منهدم کند. از لحظه فرود اولین گروه از تفنگداران امریکایی روی خارگ، بارانی از موشک های کروز ضدکشتی، موشک های بالستیک نقطه زن، توپخانه های میان برد و فوج پهپادهای انتحاری از صدها نقطه مختلف از خاک اصلی ایران به سمت جزیره سرازیر خواهد شد.

امریکا برای حفظ امنیت نیروهایش در خارگ، مجبور است کل نوار ساحلی جنوب ایران را اشغال کند؛ گزینه ای که به معنای ورود به یک جنگ تمام عیار زمینی در خاک اصلی با هزینه هایی فراتر از جنگ عراق و افغانستان است . دومین چالش فرساینده، کابوس لجستیک و تامین نیرو در یک محیط کاملا خصمانه است. بر اساس دکترین های نظامی، تصرف یک نقطه تنها 10 درصد کار است و 90 درصد باقیمانده، توانایی حفظ، پشتیبانی و تغذیه مداوم نیروهای مستقر در آن نقطه زیر آتش دشمن است.

تفنگداران دریایی مستقر در خارگ برای بقا به جریان مداوم مهمات، سوخت، آب، آذوقه و تجهیزات پزشکی نیاز دارند که باید از طریق شناورها یا بالگردها از ناوگروه آبراهام لینکلن پشتیبانی شوند. اما خط تدارکاتی دریایی امریکا در خلیج فارس باید از میان آب هایی عبور کند که تحت اشغال دکترین جنگ نامتقارن ایران قرار دارد. قایق های تندروی عاشورا و ذوالفقار، مین های دریایی هوشمند و شناورهای بدون سرنشین انتحاری ایران که برای کار در همین جغرافیا طراحی شده اند، هرگونه تلاش برای تدارکات رسانی به جزیره را به یک خودکشی لجستیکی تبدیل می کنند. در واقع، ترامپ با فرستادن نیرو به خارگ، برخلاف تصور خود که یک اهرم فشار علیه تهران به دست می آورد، هزاران سرباز امریکایی را به گروگان هایی داوطلب در تیررس مستقیم ارتش ایران تبدیل می کند که حفظ جان آنها روزانه هزینه های حیثیتی و جانی گزافی برای واشنگتن به بار خواهد آورد. در نهایت، فاکتور سوم که تیر خلاص را به این رویای 38 ساله می زند، دکترین زمین سوخته است.

ذهنیت تاجرپیشه دونالد ترامپ بر این فرض استوار است که او یک پایانه نفتی سالم، مدرن و باارزش را تصرف خواهد کرد تا از درآمد یا پتانسیل آن به عنوان بزرگ ترین اهرم فشار اقتصادی استفاده کند. اما این نگاه، ماهیت ایدئولوژیک و بازدارندگی نظامی ایران را کاملا نادیده می گیرد. ساختار دفاعی ایران هرگز اجازه نخواهد داد که گرانقیمت ترین ملک اقتصادی اش سالم به دست رقیب بیفتد. در صورت وقوع یک حمله زمینی جدی برای اشغال جزیره، ایران پیش از تسلیم آن، دکترین زمین سوخته را اجرا خواهد کرد.

در نتیجه این اقدام، تفنگداران دریایی امریکا پس از تحمل تلفات سنگین، قدم بر صخره ای سوخته، ویران، آلوده به لکه های نفتی و کاملا بی ارزش خواهند گذاشت که بازسازی آن سال ها زمان و میلیاردها دلار هزینه می طلبد. در این حالت، نه تنها هیچ اهرم فشاری برای معامله به دست ترامپ نمی افتد، بلکه او خود را گرفتار یک ویتنام کوچک دریایی خواهد دید؛ صخره ای مرگبار در خلیج فارس که هزینه های نگهداری آن، کاخ سفید را به زانو درمی آورد. رویای کهنه تجاری، در دنیای واقعی نظامی، جز یک بن بست مطلق و تراژیک چیز دیگری نیست.

   
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
عنوان:
نظر
  قبل از ارسال نظر آنرا ویرایش کرده و قواعد نگارش را در آن رعایت کنید.
لطفاً در مطالب خود اخلاق اسلامی و قوانین کشور را مد نظر داشته باشید.
نمایش نظرات کاربران در خبرها به معنای تایید آنها توسط سایت نیست.

  کد امنیتی:
 
انفجار مهیب در نزدیکی پایتخت ایتالیا
  انفجار مهیب در نزدیکی پایتخت ایتالیا
پلیس ایتالیا از کشته و زخمی شدن چندین نفر در پی انفجار مهیب در یک کارخانه تولید مهمات و مواد منفجره در نزدیکی رم خبر داد.
چهار مصدوم استقلال به بازی اول رسیدند
  چهار مصدوم استقلال به بازی اول رسیدند
روزبه چشمی، امیرمحمد رزاقی‌نیا، حسین گودرزی و جلال‌الدین ماشاریپوف پس از پشت سر گذاشتن مراحل درمانی در فهرست استقلال برای دیدار برابر مس شهر بابک قرار خواهند گرفت.
توافق کامل با PSG/ قطعی: گلر تیم ملی ژاپن دروازه‌بان یوونتوس
  توافق کامل با PSG/ قطعی: گلر تیم ملی ژاپن دروازه‌بان یوونتوس
جزئیات انتقال زیون سوزوکی به یوونتوس مشخص شد؛ پاری‌سن‌ژرمن به زودی انتقال او از پارما و سپس قرض دادن این بازیکن به یوونتوس را رسمی خواهد کرد.
وال‌استریت: ناو هواپیمابر لینکلن از منطقه خارج می‌شود
  وال‌استریت: ناو هواپیمابر لینکلن از منطقه خارج می‌شود
این در حالی است که وضعیت نامناسب ناو آبراهام لینکلن منجر به واکنش کنگره آمریکا شده و سناتورهای آمریکایی می‌گویند که خدمه ناو آبراهام لینکلن در شرایطی «ترسناک» گرفتار شده‌اند و خواستار تحقیق فوری درباره اوضاع این ناو شدند.
انگیزه ویژه غلامی برای درخشش در لیگ برتر/ ساکت کاپیتانش را انتخاب کرد
  انگیزه ویژه غلامی برای درخشش در لیگ برتر/ ساکت کاپیتانش را انتخاب کرد
با اعلام رسمی شماره پیراهن بازیکنان پیکان، ساکت الهامی سرمربی این تیم، کاپیتان اول خودروسازان را برای فصل جدید رقابت‌ها انتخاب کرد.
کالابرگ کدام خانوارها قطع نمی‌شود؟
  کالابرگ کدام خانوارها قطع نمی‌شود؟
در حالی که طی روزهای اخیر پیامک هایی مبنی بر «اقدام به اقامت در خارج از کشور» و حذف کالابرگ الکترونیکی برای برخی شهروندان ارسال شده بود، معاون وزیر تعاون،
یک نام غافلگیرکننده در لیست مازاد میلان
  یک نام غافلگیرکننده در لیست مازاد میلان
جری کاردیناله با بالگرد وارد مرکز تمرینی روسونری شد تا در جلسه‌ای سرنوشت‌ساز با سرمربی و مدیران باشگاه درباره نقل‌وانتقالات هفته‌های پایانی پنجره تابستانی گفتگو کند.
شما کامنت کنید؛/ جنجالی‌ترین لحظه فوتبال ایران در راه است!
  شما کامنت کنید؛/ جنجالی‌ترین لحظه فوتبال ایران در راه است!
۴۸ سال بعد از تنها لیگ نیمه‌تمام فوتبال ایران، سرنوشت فصل گذشته در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است
یک اسکواد جوان، پرستاره و خطرناک/ آخرین خرید، سپاهان رویایی لیگ 26!
  یک اسکواد جوان، پرستاره و خطرناک/ آخرین خرید، سپاهان رویایی لیگ 26!
سپاهان در آستانه نخستین مسابقه فصل جدید، ترکیبی متفاوت از بازیکنان باتجربه، ملی‌پوشان و تعداد قابل توجهی از محصولات آکادمی در اختیار دارد، فهرستی که با اسم کسری طاهری کامل می‌شود.
آب چغندر چگونه به سلامت کلیه‌ها در بارداری کمک می‌کند؟
  آب چغندر چگونه به سلامت کلیه‌ها در بارداری کمک می‌کند؟
مصرف روزانه آب چغندر احتمالا می‌تواند با افزایش سطح نیتریک‌اکسید در بدن به بهبود عملکرد عروق و کاهش فشار بر کلیه‌ها کمک کند.
کوکوریا رفیقم است/ آمده‌ام تا همه جام‌ها را با اتلتیکو فتح کنم!
  کوکوریا رفیقم است/ آمده‌ام تا همه جام‌ها را با اتلتیکو فتح کنم!
آلخاندرو گریمالدو در حال آغاز تجربه‌ای جدید است. قهرمان جهان روزی بسیار خاص را با معارفه به عنوان بازیکن جدید اتلتیکو مادرید سپری کرد.
غمگین‌ترین مسی پیراهنش را به هیچکس نداد
  غمگین‌ترین مسی پیراهنش را به هیچکس نداد
پس از چند روز دردناک در پی از دست دادن پدرش، لیونل مسی برای رقابت در لیگز کاپ ۲۰۲۶ به میادین بازگشت.
  پربیننده ترین اخبار       
  روایت عروس معصومه ابتکار از بازداشت در آمریکا/ زندگی ما زیر رو شده است
  تولد متفاوت الناز حبیبی؛ بدون جشن بزرگ، فقط یک عکس خاص!
  یک استقلالی دیگر به پرسپولیس رفت + عکس
  خرید جدید گل‌گهر: مدافع جوان فولاد (عکس)
  والیبال آسیا تا ۲۰۵۲ قفل شد!
  سیا اطلاعات اسراییل درباره تهدید جان ترامپ را زیر سوال برد
  تهدید صریح وزیر جنگ آمریکا/ حمله نظامی به کوبا در راه است؟
  غمگین‌ترین مسی پیراهنش را به هیچکس نداد
  جزییات طرح جدید بنزینی دولت | ماجرای قیمت 87 هزار تومانی چه بود؟
  گلر آکادمی استقلال به خیبر پیوست
  به دلیل عدم ثبت رسمی در سامانه سازمان لیگ؛/ کمین رقبا برای هایجک ستاره‌های بسکتبال استقلال!
  استرالیا با هیولای ۲۱۴ سانتی آمد: غول‌های ۲ متری رقیب تیم ملی جوانان بسکتبال ایران!
  رسمی: میزبان سوپرکاپ اسپانیا مشخص شد
  مشارکت مردمی، سنگ بنای حکمرانی مطلوب و تجلی اراده جمعی ملت است
  رونالدو ۲۳ سال است در بالاترین سطح است/ ستایش حبیب از رونالدو: مسی نمی‌تواند به او برسد
  ‏این تورنمنت سکوی پرتاب شماست: ‏پرواز جوانان بسکتبال به سوی کاپ آسیا
  آتش‌سوزی جنگل های لبنان با گلوله‌های حاوی فسفر سفید اسراییل
  یک اسکواد جوان، پرستاره و خطرناک/ آخرین خرید، سپاهان رویایی لیگ 26!
  ارسال پیام‌های مستقیم و قاطع تهران به دمشق
  هگست کوبا را به حمله نظامی تهدید کرد
© شبکه خبری سرنویس 1404

All rights reserved