| محمدرضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی اظهار کرد: به نیروهای خصم به هیچ وجه اعتمادی نداریم و از طرفی هم تاریخ نشان می دهد، بالاخره هیچ جنگی تا ابد ادامه پیدا نمی کند و در نهایت تبدیل به آتش بس و ترک مخاصمه می شود. به گزارش ایرنا، متن کامل این گفت وگو را در ادامه می خوانید. طی روزهای اخیر شاهد درگیری هایی بین مدافعان وطن و دشمنان بیگانه هستیم، ارزیابی شما از عهدشکنی های دولت آمریکا چیست؟ تکلیف ما از نظر ساختار داخلی خودمان روشن است. یک ضلع امکانات ما نیروهای مسلح هستند و به تعبیر استراتژی نظامی بسیاری از کشورها، نیروی مسلح باید فرض بگیرند که همین امشب حمله می شود، بنابراین اصطلاحا باید همیشه دست به ماشه باشند . ضلع دیگر دیپلمات ها هستند و موظف هستند که گفت و گوها را ادامه دهند و ضلع سوم نیز مردمی هستند که در میدان همدل و هماهنگ با نیروهای لبه جلویی منطقه نبرد، هستند. دشمن خونریز و سفاک است و هیچ اعتمادی به سخنانش نیست و هفتگی، روزانه و حتی ساعتی سخنان خود را تغییر می دهد؛ یک بار از صلح و آتش بس دم می زند و زمانی دیگر هر حد و مرزی را در هم می شکند. ما حداقل در یک سال گذشته دیگر به عدم تعهد طرف های مذاکره عادت کرده ایم، آن ها مقابل دوربین پیمانی را امضا و فیلمبرداری کرده و پس از چند روز موضع خود را عوض کرده و آن را نقض می کنند. به دشمن اعتمادی نداریم اما تاریخ نشان داده هیچ جنگی تا ابد ادامه ندارد بنابراین دیگر بر اساس تجربه، به نیروهای خصم به هیچ وجه اعتمادی نداریم و از طرفی هم تاریخ نشان می دهد، بالاخره هیچ جنگی تا ابد ادامه پیدا نمی کند و در نهایت تبدیل به آتش بس و ترک مخاصمه می شود. از آغاز انقلاب تاکنون در تمام جنگ ها بارها نشان داده ایم و اعلام کرده ایم که ما آغاز کننده هیچ جنگی نبوده و نیستیم اما نیروهای مسلح و تجهیزات نظامی کشورمان آمادگی دارند که هر دستی که به تجاوز به سمت ایران اسلامی دراز شود را قطع کنند. دشمن توانمندی های پدافندی ما را دید و به همین دلیل ظرف یک سالی که جنگ را آغاز کرده است تاکنون چندین بار تقاضای آتش بس کرد و ما هم پذیرفتیم البته این درخواست را نقض هم کرد و ما نیز پاسخ درخوری به آن ها داده ایم و در آینده نیز ادامه خواهیم داد. بنابراین از نظر پدافندی قدرتمند هستیم، مردم همراه نظام هستند و نیروهای مسلح و دیپلمات ها نیز هرکدام به وظایف خود عمل می کنند و برای هر دو سناریوی پیش رو آمادگی کامل داریم؛ هم برای مقابله با دشمن در یک جنگ تمام عیار آماده هستیم، هم آماده ایم هر زمانی که دشمن پشیمان شود و دست از تخاصم و عهدشکنی بردارد، ما نیز به قول هایی که داده ایم، وفا کنیم. این بار اگر تفاهمی شکل گیرد باید گام به گام باشد البته تجربه گذشته مخصوصا برجام نشان داده است که این بار اگر تفاهمی هم شکل گیرد باید گام به گام باشد؛ یعنی یک قدم آن ها جلو بیایند و یک قدم هم ما پیش برویم. بنابراین قرار نیست که ما به یک باره به تمام تعهدات خود عمل کرده و آن ها نیز مثل گذشته مفاد قرارداد را مقابل دوربین پاره کنند و تعهدات خود را زیر پا بگذارند. به قول معروف دیگر آن خواب های آشفته دشمنان تعبیر نخواهد شد و روش ما با توجه به تجربه گذشته، روش جدیدی است. بی ثباتی که آمریکا این روزها در خلیج فارس رقم زده است، از نظر برخی تحلیلگران به این معنا است که حمله کنندگان به دنبال نوعی بی ثبات سازی مدیریت شده در منطقه است در حقیقت نمی خواهد وارد جنگ طولانی مدت شود اما به دنیال درگیر کردن ایران در این وضعیت است، ارزیابی شما از این راهبرد دولت ترامپ چیست؟ ما برای مقابله با هر کدام از موارد، سناریوی مشخص داریم و به حملات کوچک مرزی قاطعانه پاسخ می دهیم و آمریکا در منطقه غرب آسیا، هر پایگاه و امکاناتی که داشته باشد و بخواهد از آن امکانات بر علیه ایران چه در جنگ تمام عیار چه در حرکت های ایذایی استفاده کند، با پاسخ محکم جمهوری اسلامی ایران مواجه می شود. به کشورهای همسایه بارها گفتیم و باز هم تکرار می کنیم که با هیچ کدام از آن ها خصومتی نداریم. باور ما این است که باید با یکدیگر زندگی و کار کنیم، اقتصادمان را اداره کنیم و امنیت یکدیگر را حفظ کنیم. اما کشورهای همسایه هم باید فهمیده باشند که یک کشور دیگر از آن طرف دنیا نمی تواند امنیت آن ها را حفظ کند. زمانی که آن ها بخشی از خاک خود را در اختیار یک حکومت مستکبر قرار می دهند باید بدانند که به قول معروف زدی ضربتی، ضربتی نوش کن . از هر نقطه که حمله به کشور انجام شود، آن نقطه هدف مشروع ما است ما پیشتر هم نشان داده ایم که هر حمله ای که به ایران انجام شود و از هر نقطه ای که این حمله آغاز شده باشد، آن نقطه هدف مشروع ما است. اگر مثلا زیرساخت های ما را بزنند، دیگر در منطقه زیرساختی باقی نخواهد ماند. همچنین مسئولیت قیمت سوخت، وقفه در فعالیت های تجاری، شوک های اقتصادی و غیره نیز به عهده آغازکننده تخاصم خواهد بود. اشاره کردید که مذاکره باید گام به گام باشد و در برابر تعهداتی که می دهیم، آن ها نیز باید تعهد بدهند. چه ضمانتی برای اجرایی شدن، تعهدات طرف مقابل وجود دارد؟ ما هیچ اعتمادی به تعهدات آن ها نداریم بنابراین این بار انجام کلیه تعهدات گام به گام است، مثلا اگر قرار است پولی آزاد شود، باید این کار را انجام دهند نه اینکه صرفا وعده بدهند، اگر تصمیم بر این باشد که عبور و مرور از تنگه هرمز بر اساس قراردادهای بین المللی باشد باید مسئله محاصره پایان یابد و اگر بنا برعدم تخاصم باشد، باید تحریم ها را رفع کنند. بنابراین اینکه ما به صورت یک جانبه به تعهدات خود عمل کنیم و آن ها زیر تعهداتشان بزنند، امری تکرار ناپذیر است. یکی از اشتباهات و کوتاهی های ما در گذشته این بود که به تعهدات خودمان عمل کردیم در حالی که آن ها متعهد نماندند. مذاکره و گفتگوی دیپلماتیک ادامه جنگ است جنگ و درگیری برای حاکم شدن نظم و ترتیبات ایرانی یا آمریکایی بر سر تنگه هرمز چه سرانجامی خواهد داشت؟ بالاخره یک مجموعه 14بندی از سوی رییس جمهور عزیز ما و رییس جمهور آمریکا امضا شده است و در هر یک از بندها مشخص شده که چگونه و چه زمانی درباره آن مسئله مذاکره کنیم. این یادداشت تفاهم هم از جانب آن ها در آمریکا امضا نشد بلکه رییس جمهور آمریکا در حاشیه اجلاس جی 7 و در فرانسه آن را امضا کرد. البته باید این مساله را نیز بپذیریم که وقتی وارد گفتگوی دیپلماتیک و مذاکره می شویم، این فضای گفتگو و مذاکره نیز دنباله جنگ و جزیی از آن است؛ فرض کنید وارد یک بازی شده ایم ممکن نیست ده گل بزنیم و هیچ گلی نخوریم البته اراده ما تحقق این وضعیت است اما بالاخره در واقعیت ممکن است پنج گل بزنیم و دو گل هم بخوریم. بنابراین گفت و گو به معنای بده و بستان و تعامل است، یعنی اگر یک قدم آن ها عقب نشینی کنند یک قدم هم ما عقب نشینی می کنیم، مساله تنگه هرمز نیز مربوط به کشورهای ایران و عمان است و سایر کشورها نمی توانند درباره آن تصمیم بگیرند. البته مقاوله و نظام های بین المللی را رعایت می کنیم اما اینکه کسی بخواهد از آن طرف دنیا بیاید و بگوید ما شریک اینجا هستیم، دستش را قطع می کنیم. به نظر می رسد آمریکا خوانش دیگری از نظم و حقوق تنگه هرمز دارد و می خواهد نظم آمریکایی را به جای نظم ایرانی در آنجا برقرار کند، چه راه حلی برای پایان دادن به این زیاده خواهی آن ها وجود دارد؟ این مساله نوعی زد و خورد است و یک طرف ما هستیم و طرف دیگر عمان است و دیگران هم می خواهند در این مساله دخالت کنند. گفتگوهایی میان ایران و عمان بر سر این مساله انجام می شود، مثلا آقای عراقچی چند روز قبل برای همین موضوع سفری به عمان داشتند. با این وجود همه کشورها به دنبال منافع ملی خودشان هستند، بنابراین نباید حتی از عمان نیز توقع داشته باشیم که از منافع ملی خود صرف نظر کند. البته آن ها باید منافع کوتاه مدت و بلند مدت خود را تحلیل و سبک و سنگین کنند، یا همین کشورهایی که این روزها بعضا هدف مشروع موشک ها و پهبادهای ما قرار می گیرند، ممکن است در کوتاه مدت بگویند منافع ما در این است که زیر بلیط آمریکا قرار بگیریم اما باید از آن ها پرسید در بلندمدت چطور؟ آیا واقعا آمریکا می تواند در بلندمدت منافع آن ها را حفظ کند؟ دو جنگ اخیر نشان داد آمریکا برهم رننده امنیت منطقه است بنابراین آن ها باید منافع بلندمدت خود را در نظر بگیرند و آن را به درستی تحلیل کنند البته نمی گوییم با آمریکا سر جنگ داشته باشند اما آمریکا پایگاه هایی در منطقه دارد که مدعی است از طریق آن ها می تواند امنیت منطقه را حفظ کند و دو جنگ اخیر نشان داد که این پایگاه ها نه تنها تامین کننده امنیت نیست بلکه برهم زننده امنیت هم هست. بر این اساس کشورهای حاشیه خلیج فارس باید برای بلند مدت تدبیر داشته باشند. البته بیشتر هم اشاره کردم حاکمان هر کشوری صرفا به دنبال منافع خودشان هستند و برای رضای خدا یا پیشگیری از خشونت منافع خود را فردای دیگران نمی کنند کما اینکه ایران نیز این کار را نمی کند و منافع ملی برای ما نیز در رتبه اول است و آن را با هر قیمتی حفظ می کنیم. آیا بین جنگ و مذاکراتی که دیپلمات های ما در این ایام در تلاش بودند تا آن را به سرانجام برسانند، مغایرتی وجود دارد؟ ارزیابی شما از این مساله چیست؟ هر جنگی سرانجام به آتش بس و صلح ختم می شود، هیچ جنگی ابدی نیست و جنگ فعلی هم از این قاعده مستثنا نیست. اما اینکه کی، کجا و چگونه به پایان برسد مشروط به این است که ابتدا اقتدار و پایمردی خود را نشان دهیم. از سوی دیگر نیز باید در مذاکرات منطقی به کار ببریم که نظام حقوقی عادلانه بین الملل آن را پسندیده است نه اینکه مطابق با زورگویی های آمریکا یا همدستان وی باشد. بنابراین در یک کلام باید هم مذاکره کنیم هم دست به ماشه باشیم. هر لحظه ای هم آن ها تفاهم را نقض کنند ما آمادگی مقابله را داریم؛ این را در گذشته و اکنون نشان داده ایم و در آینده نیز ممکن است گام های تندتر و سخت تری را انجام دهیم. قوه عاقله نظام به این نتیجه رسید که مذاکره ادامه جنگ و بخشی از آن است و همانطور که شما نیز اشاره کردید، سرداران دیپلماسی و میدان در عین گفتگو و تلاش برای دستیبابی به راه حل برقراری صلح، دست به ماشه نیز هستند؛ با این حال چرا برخی گروه ها و جریانات با این شیوه مخالفت می کنند، به گونه ای که این شبهه در جامعه ترویج شود که چاره اندیشی عزت آمیز برای کاستن از هزینه های تخاصم به معنای تسلیم و سازش با دشمن است! واقعیت این است که یکی از ترفندهای دشمن، ایجاد شکاف بین صفوف ملت است. مخالفت با مذاکره ممکن است تحلیل شخصی باشد یا هر چیز دیگری باشد اما حرف من این است که باید از کشور ایران، حاکمیت و مردم آن صدای واحد به بیرون برسد. اگر قرار باشد یک عده بگویند هر فردی مذاکره کند، وطن فروش است! این رویکرد نادرست است زیرا گاهی اوقات دشمن اهداف خود را با پنج یا شش واسطه پیاده می کند و آن فردی که ابزار آخر است این اتهامات را در میادین شهر مطرح کرده و با بیان مرگ بر فلان مسئول و غیره اختلاف ایجاد می کند، بنابراین این افراد باید حواسشان جمع باشد که ممکن است با چند واسطه آب به آسیاب دشمن بریزند. مذاکره کنندگان ما سرداران جبهه دیپلماسی هستند مهم ترین و اصلی ترین استراتژی مان امروز، همدلی و همراهی مردم، نیروهای مسلح و دیپلمات ها است که باید با هم هماهنگ، همراه و همدل باشند. شعار دادن علیه دیپلمات ها نه تنها صحیح نیست بلکه اکنون آن ها سردارانی هستند که در جبهه دیپلماتیک می جنگند؛ خون دل می خورند، می روند و می آیند و در تلاش هستند تا مذاکرات به نتیجه برسد. اگر مسئولین سطح بالای مذاکرات بخواهند موقعیت شخصی خود را داشته باشند باید تحت عنوان سردار مطرح شوند اما اکنون در حد سرباز تحت امر رهبر انقلاب و ساختار کشور، مأموریت های خود را انجام می دهند و حتی تهمت ها و نفرین های داخلی را هم به جان خریده اند. من گاهی می گویم مذاکره کنندگان ارشد کشور استشهادی و برای رضای خدا عمل می کنند در حالی که ممکن است از سوی برخی افراد مورد نفرین هم قرار گیرند، در میدان مسابقه ممکن است پنج گل بزنیم و سه گل بخوریم اما اینکه این مذاکره کننده را محاکمه کنند که چرا سه تا گل خوردی؟ ، عدالت نیست. بالاخره پنج گل زده اند و در تلاش بودند که شکست نخورند ما هم باید کمک و مراقبت کنیم تا شکست یا فریب نخورند؛ همچنین رهبر انقلاب نیز در کنار مردم بر عملکرد مذاکره کنندگان نظارت دارند. تکه تکه کردن جامعه تحت عنوان موافق و مخالف مذاکره شگرد دشمن است بنابراین تکه تکه کردن جامعه به گونه ای که عده ای طرفدار دیپلمات ها و عده ای طرفدار ادامه جنگ باشند، یکی از شگردهای دشمن است. وقتی به بعضی میدان های تجمع مردمی می رویم برخی افراد پلاکاردهایی در دست دارند که فلان فرد باید محاکمه و اعدام شود! اصلا هم بحث جریان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب مطرح نیست و هر کسی، مسئولی را متهم می کند در حالیکه نباید اینگونه باشد. در تیم های فوتبال، باشگاه های داخل کشور با یکدیگر رقابت می کنند و مانند احزاب و جریان های سیاسی طرفدارانی دارند اما وقتی بازی ملی آغاز می شود، دیگر بحث بازی های باشگاهی کنار می رود و ملی می شود. در مذاکرات نیز باید دفاع و حمله هر دو ملی باشند و یک صدا و یکنواخت تیم ملی خود را تشویق کنیم؛ بخشی از این تیم ملی مذاکره کنندگان و بخشی نیروهای مسلح هستند که باید دستشان روی ماشه باشد و بخشی دیگر از آن هم مردم هستند. چگونه می توان تفاوت نقد دلسوزانه با تخریب را برای این افراد ترسیم کرد؟ اعتراض و نقد در کشور باید ساختار پیدا بکند؛ بارها گفته ام، در هیچ کشوری، هیچ شهروندی حق قانون شکنی ندارد. وقتی قانونی تصویب می شود، همه باید تبعیت کنند؛ اما برای نقد قانون باید تجمع، تشکیلات، همایش یا سمینار برگزار شود و مثلا مردم یا صاحبنظران بگویند معدل فلان قانون که تصویب شده است بیشتر به زیان ملت است تا نفع آن ها است و به طور کلی بتوانند آزادانه آن را نقد کنند. امام شهیدمان حدود 20 سال پیش دستور دادند، کرسی های آزاد اندیشی در دانشگاه ها تاسیس شود تا امکان بحث علمی، مناظره و تاکتیکی میان هواداران گروه های مختلف سیاسی برگزار شود تا بتوانند از نظرات خود دفاع کنند و دانشگاه تبدیل به مرکز کرسی های آزاد اندیشی شود. متاسفانه این مساله نیز مانند بسیاری از مطالبات به حق هنوز به نتیجه نرسیده است زیرا در برخی دانشگاه ها، اساتید کرسی هایی را برای نظریه پردازی ایجاد کرده اند که صرفا تبدیل به یک پلکان و نردبان برای ترقی آن ها شده است تا مثلا از مربی به استادیار تبدیل شوند درحالیکه از اساس هدف مساله دیگری بود. البته باید دشواری های ایجاد این کار را هم در نظر بگیریم؛ مثلا فرض کنید بگویند کسانی که اعتراض دارد، مجوز بگیرند و به پارک لاله تهران بروند و مناظره کنند. اما نکته ای که باید در نظر گرفت این است که آن فردی که مجوز گرفته است باید نسبت به امنیت جلسه نیز متعهد شود. زیرا ممکن است 2 هزار نفر در آن گردهمایی موضعی داشته باشند و 3 هزار نفر دیگر هم موضع دیگری بگیرند و در میان تعداد معدودی خرابکار نیز دست به تخریب اموال عمومی بزنند، البته حاکمیت نیز باید تلاش کند این شرایط را برای بیان مطالبات مردم فراهم کند، هر چند این کار بسیار دشوار است اما حکومت ها مسئول انجام کارهای دشوار هستند و باید کرسی های آزاداندیشی را در دانشگاه ها و مجامع فعال کنند. در راستای دستیابی به این امر خطیر مجلس نیز در حال تصویب قانونی بود که نمی دانم به چه مرحله ای رسیده است!؟ اخیرا شاهد صحنه هایی مانند سنگ پرانی به شخصیت های نظام مانند وزیر خارجه بودیم، این رفتارهای نابهنجار چگونه می تواند بر قدرت چانه زنی سرداران دیپلماسی ما در میدان مذاکره تاثیر بگذارد؟ باید یکپارچه، متحد و منسجم پشت سر سربازان فدایی کشور بایستیم. گروهی از این سربازان دیپلمات ها هستند، نیروهای مسلح گروه دیگری را در برمی گیرند و در نهایت نیز مردمی هستند که در میادین شهرها از خاک کشور دفاع می کنند، توهین کردن به آن ها و تزلزل ایجاد کردن در اراده آن ها اشتباه است. به افرادی مانند عراقچی و قالیباف غبطه می خورم، آن ها کار استشهادی انجام می دهند افرادی مانند عراقچی یا قالیباف و… علیرغم اینکه می دانند، عده ای در کشور به آن ها بد و بیراه می گویند و حتی ممکن است پس از پایان مذاکرات آن ها را متهم کنند که در گفتگوها مقابل دشمن کوتاه آمده یا فریب خورده اند با این حال مانند یک سرباز تحت امر رهبر انقلاب در حال انجام وظیفه هستند و من به آن ها غبطه می خورم؛ این افراد خیلی بزرگواری می کنند و کار استشهادی انجام می دهند، به وظیفه سربازی خود مقابل رهبری نظام عمل می کنند و ما هم باید رعایت کنیم. برخی از کسانی که به آن ها بد و بیراه می گویند، فهمشان در این حد است اما باید حواسشان باشد که آب به آسیاب دشمن می ریزند. گاهی اوقات ضرر دوست نادان بیشتر از دشمن دانا است. مخالفان مذاکرات هیچ آلترناتیوی ندارند و صرفا انتقاد می کنند آیا نباید به آن ها گفت به جای مخالفت با مذاکره باید راه حل خود را برای حفظ منافع ملی ارائه دهند؟ آن ها صرفا بر این باور هستند که یا باید آنقدر بجنگیم تا خودمان را از بین ببریم یا دشمن را به خاک مذلت بنشانیم. در حالی که جنگیدن در نظام بین الملل روش خود را دارد؛ تنها با موشک که نمی توانیم با دنیا بجنگیم بلکه باید با منطق و مذاکره نیز با جهان مستکبر روبرو شویم البته آن ها منطق را نمی پذیرند و برای همین مشت های ما برای اقتدار کشور گره کرده است و زبان ما نیز زبان قاطع و متقدر است و در نهایت ترکیب نیروهای دیپلمات و نظامی ما است که قدرت ایجاد می کند. جا دارد یادی از شهید والامقام حاج قاسم سلیمانی کنیم، ایشان در میدان جنگ یک سردار شجاع، بی باک و خط شکن بود اما در میدان دیپلماسی مذاکره کننده بسیار قوی بود. پوتین شاید به بسیاری از مقامات کشورهای دیگر اجازه ملاقات نمی داد، ولی حاج قاسم هر موقع می خواست با وی ملاقات و بحث دیپلماتیک می کرد زیرا ایشان در مذاکره فرد قدرتمندی بود، چنین افرادی را کمتر داریم که یک سردار دیپلمات باشد با این حال باید از سرداران نظامی و سرداران دیپلمات هم حمایت کرده و به آن ها کمک کنیم. حرف آن هایی که دیپلمات ها را نقد می کنند، نشدنی است زیرا می گویند کسی که به میدان مسابقه برود باید 10 گل بزند و هیچ گلی هم نخورد! اما واقعیت این است که افراد در جریان مسابقه باید تلاش کنند که از میدان پیروز بیرون بیاید اما این پیروزی با تفاضل 10.15 یا 20 گل ممکن نیست گاهی ممکن است دو گل پیش بیفتیم و پیروز شویم. مخالفان مذاکره در ابرها سیر می کنند بنابراین گروه هایی که با مذاکرات مخالفت می کنند، نگاه واقع بینانه به مسائل و روابط بین الملل ندارند. درست است، بعضی ها در ابرها سیر می کنند. زمانی که در مجلس بودم امام شهید سفری به کرمان داشتند و خاطره جالبی از آن زمان در خاطرم هست. ایشان در سخنرانی عمومی جمله قابل دقتی داشتند و فرمودند: از نظر معارف اسلامی ما اصلاح طلبِ غیر اصولگرا و اصولگرای غیر اصلاح طلب نداریم. هر اصولگرایی باید اصلاح طلب باشد و هر روزش بهتر از روز قبل باشد و هر اصلاح طلبی هم باید اصول در یادش باشد. همچنین ایشان می فرمودند: اصولگرایی نقطه ای بین واقع گرایی و آرمان گرایی است. بعضی افراد آن قدر در آرمان ها غرق می شوند که دیگر کاری به واقعیت ندارند و اساسا به دنبال ایده آل هایی هستند که نشدنی است و از سوی دیگر برخی طوری تسلیم واقعیات می شوند که آهسته آهسته آرمان ها را فراموش می کنند. بنابراین توصیه امام شهید این بود که اصولگرایی و حرکت در مسیر صحیح و نقطه ای بین آرمانگرایی و واقع گرایی است و باید آن نقطه را پیدا کرد، نه اینکه افراد بالای ابرها سیر کنند و بگویند همه با ما دشمن هستند و باید شمشیر بکشیم و همه را به خاک مذلت بنشانیم. ان شاءالله در عصر حضرت بقیه الله الاعظم (عج) یک حکومت عدالت گستر در سراسر جهان برپا می شود و با همه ظالمان و طواغیت برخورد جدی خواهد شد اما اکنون این امکان وجود ندارد و باید دعا کنیم تا تعجیل در ظهور حضرت بقیه الله (عج) اتفاق بیفتد؛ اینکه بالای ابرها قدم بزنیم و بخواهیم زندگی خود را با آن ایده آل ها تطبیق دهم، امکان پذیر نیست و از سوی دیگر تفریط درباره واقع گرایی و تسلیم صرف واقعیت نیز درست نیست. آمریکا الان چه تصوری از مقابله با ایران دارد و ما باید چطور با آن مواجه شویم؟ باید آمریکا را وادار کنیم به این تفاهم نامه پایبند باشد زیرا آمریکا ذاتا متعهد به قراردادها و تعهدها نیست و با قدرت نظامی و قدرت منطق به آمریکا بفهمانیم که ادامه جنگ و تجاوزات حتی به ضرر اهداف آمریکا است. البته در جنگ یک ساله تا حدودی متوجه این مساله شدند و تحلیلگران آمریکا به خسارت بار بودن جنگی که ترامپ آغاز کرد، اعتراف کردند. آمریکا هنوز امیدهایی دارد که بتوانند ایران را به زانو دربیاورد اما باید وادارش کنیم که به سازوکارهای بین المللی بازگردد. |