به گزارش "ورزش سه"، ساختن یک تیم قهرمان جام جهانی، بیش از هر چیز به تعادل بستگی دارد. دیدیه دشان این موضوع را بهتر از بسیاری میداند. او هم به عنوان یک هافبک دفاعی منضبط در قهرمانی جام جهانی ۱۹۹۸ نقش داشت و هم به عنوان یک مربی محتاط، در سال ۲۰۱۸ دوباره این جام را فتح کرد. اما تیم فعلی فرانسه در این تابستان، نسبت به نسخههای قبلی، هجومیتر به نظر میرسد. با این حال، نکته نگرانکننده برای رقبا این است که آمار دفاعی آنها همچنان فوقالعاده باقی مانده است. موضوع فقط این نیست که فرانسه در مرحله حذفی این تورنمنت هنوز گلی دریافت نکرده و مقابل سوئد، پاراگوئه و مراکش کلینشیت کرده است. نکته مهمتر این است که آنها تقریباً هیچ موقعیت نصفهونیمهای هم به حریفان ندادهاند. تیم ملی سوئد در بازی مرحله یک شانزدهم نهایی آمار گلهای مورد انتظار ۰.۷ را ثبت کرد اما این عدد حتی بیشتر از مجموع عملکرد پاراگوئه و مراکش بود. این دو تیم روی هم تنها به ۰.۳ رسیدند. در شکست ۰-۲ تیم ملی مراکش مقابل فرانسه، تنها تهدیدهای واقعی این تیم از روی ضربات ایستگاهی یا شوتهای امیدوارانه از راه دور ایجاد شد.  این عملکرد در حالی رقم خورده که دشان برخلاف رویکرد گذشتهاش در جامهای جهانی، همچنان از چهار بازیکن هجومی واقعی استفاده میکند. در تورنمنتهای قبلی، او معمولاً ترجیح میداد یک هافبک مرکزی مسئولیتپذیرتر را به جناح ببرد تا به محافظت از خط دفاع کمک کند. اما اکنون نه آدرین رابیو و نه مانو کونه هافبک دفاعی کلاسیک و مشهور نیستند. رابیو بیشتر یک بازیکن همهکاره است و کونه، بازیکنی ۲۵ ساله و کمتر شناخته شده است که نخستین تورنمنت ملی بزرگ خود را تجربه میکند.  با این حال، این دو نفر در کنار هم فوقالعاده کار کردهاند. آنها مرکز زمین را به عنوان یک زوج فشرده کنترل میکنند و دشان به آنها اعتماد کرده است که عرض زمین را پوشش دهند، حتی گاهی بدون حمایت زیاد از بازیکنان جلویی. اما فرانسه این سیستم را تا حدی به دلیل جسارت در حمله موفق کرده است. مهمترین وظیفه فرانسه مقابل مراکش در ورزشگاه ژیلت، کنترل اشرف حکیمی بود، بهترین دفاع راست این تورنمنت و بازیکنی که بسیاری از بازیکنان فرانسه او را از دوران حضورش در پاریسنژرمن میشناختند. حکیمی در این جام گاهی شبیه ترکیبی از یک دفاع راست، شماره ۱۰ و مهاجم نوک بازی کرده بود. او در این مسابقه نیز اصلیترین تهدید هجومی مراکش بود و بعضی مواقع حتی جلوتر از مهاجمان این تیم قرار میگرفت. فرانسه عمداً اجازه داد حکیمی جلو برود چون میدانست پشت سر او فضای زیادی برای ضدحمله ایجاد خواهد شد. این کاری نبود که فرانسه در تورنمنتهای قبلی انجام میداد. در سال ۲۰۱۸، برای مثال، بلز ماتوئیدی در سمت چپ بازی میکرد و عملاً وظیفه داشت مدافعان کناری هجومی مانند حکیمی را دنبال کند. اما این بار دزیره دوئه کمی عقبتر بازی کرد و کیلیان امباپه نیز به همان سمت متمایل شد تا همیشه آماده برای حمله به فضای پشت سر حکیمی باشد. در اواسط نیمه اول، نمونه کاملی از این تاکتیک دیده شد: حکیمی جلو رفته بود و دوئه توپ را از او گرفت. بازیکن کلیدی مراکش در زمین فرانسه جا مانده بود. این دقیقاً سناریوی ایدهآل فرانسه بود. آنها سریع ضدحمله زدند. امباپه به سمت چپ رفت، پشت مدافعان دوید و روی پاس مایکل اولیسه صاحب توپ شد. اما نصیر مزراوی او را در محوطه جریمه با بیاحتیاطی متوقف کرد و پنالتی به دست آمد. ضربه پنالتی امباپه پس از بررسی طولانی کمک داور ویدیویی مهار شد.  ضدپرس، سلاح دفاعی جدید فرانسه فرانسه سرانجام در ابتدای نیمه دوم با یک ضربه کلاسیک امباپه پیش افتاد، شوتی کاتدار که دروازهبان را مغلوب کرد. این گل حاصل یکی دیگر از ویژگیهای مهم فرانسه بود: ضدپرس. گرمای هوا باعث شده است فشار آوردن در تمام مسابقه بسیار دشوار باشد اما تیمهای بزرگ در این جام نشان دادهاند که میتوانند بلافاصله پس از لو دادن توپ، برای بازپسگیری آن حمله کنند. در صحنه گل اول، فرانسه طی ۲۰ ثانیه، سه بار مالکیت توپ را در چنین شرایطی به دست آورد. این لحظات شاید کمی آشفته به نظر میرسید، اما نشان داد بازیکنان هجومی فرانسه همزمان دو کار انجام میدهند: فرصت ضدحمله را از حریف میگیرند و خودشان موقعیت ایجاد میکنند. کار دفاعی آنها فقط محافظت از خط عقب نیست، بلکه فعال و پیشدستانه است. در همان صحنه، مراکش قصد داشت ضدحمله بزند، اما رابیو توپ را قطع کرد و چند لحظه بعد امباپه توپ را به گوشه دروازه فرستاد. ضعف مراکش، نقطه قوت حکیمی بود پس از گل اول، صحنه مشابه دیگری رخ داد. حکیمی بار دیگر در نقش یک وینگر راست بسیار جلو رفته بود و این بار ویلیام سالیبا توپ را قطع کرد. امباپه فضای خالی پشت سر حکیمی را پیدا کرد و آماده فرار شد. این بار عیسی دیوپ، مدافع مراکش، مجبور شد برای متوقف کردن او خطا کند. این صحنه با پنالتی قبلی تفاوت داشت چون این بار خطا کاملاً عمدی برای جلوگیری از ضدحمله بود، اما الگو همان بود. اغلب اوقات، بزرگترین نقطه قوت یک تیم میتواند تبدیل به نقطه ضعفش شود و این اتفاق برای مراکش و حکیمی افتاد.  گل دوم، قدرت امباپه در ایجاد فضا گل دوم فرانسه از معدود دفعاتی بود که آنها از مرکز زمین حمله کردند. باز هم شروعکننده حرکت امباپه بود. او یک پاس ساده به عثمان دمبله داد که از سمت راست وارد شده بود و پاس گل را ثبت کرد. اما مهمتر از پاس، حرکت بدون توپ امباپه بود. او ناگهان به فضا زد و هر دو مدافع میانی مراکش را به سمت خود کشاند. این حرکت به دمبله اجازه داد آزادانه به پای راستش منتقل کند و با ضربهای دقیق، توپ را از زیر دستان یاسین بونو عبور دهد و کار مراکش را تمام کند. البته میتوان گفت فرانسه هنوز به طور جدی آزمایش نشده است، یا دستکم از زمان پیروزی ۱-۳ مقابل سنگال در بازی افتتاحیه، با چالش بزرگی روبهرو نشده است. اما اگر در نیمهنهایی به اسپانیا برسند، شرایط کاملاً متفاوت خواهد بود. با این حال، این که فرانسه در دو بازی حذفی حتی اجازه ایجاد یک موقعیت جدی را به حریف نداده، فوقالعاده چشمگیر است، به خصوص با توجه به این که دشان حاضر نشده است از رویکرد جسورانه و غیرمعمول خود یعنی استفاده از چهار مهاجم واقعی عقبنشینی کند. نوشته: مایکل کاکس |