| حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: نیروهای مسلح شجاع و غیرتمند ما، هیچ یک از حملات آمریکا به کشورمان را بی پاسخ نمی گذارند که اقدامی بایسته و شایسته تقدیر و قدردانی است. در این میان اما، نکته ای هست که نمی توان و نباید به آسانی از آن عبور کرده و نادیده گرفته شود. توضیح آن که آمریکا به سران آن دسته از کشورهای عربی که در خاک آن ها پایگاه نظامی دارد، به چشم نوکران دست نشانده ای می نگرد که جان و مال آن ها را در اختیار دارد. دولت های آمریکا اصرار داشتند که این نکته پوشیده بماند و با وجود تمامی اسناد و شواهدی که از این واقعیت تلخ حکایت می کند، علنی شدن آن را به مصلحت نمی دانستند اما دونالد ترامپ این پرده پوشی را کنار گذاشته و بارها به صراحت اعلام کرده است که این کشورها نقش گاوهای شیرده ! آمریکا را دارند و حتی در اوج بی ادبی بوسیدن … ! خود را شرط مذاکره با آن ها اعلام کرده است. از این روی بدون کمترین تردید و با یک حساب سرانگشتی می توان نتیجه گرفت که آمریکا خسارت های ناشی از حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاه های نظامی خود در کشورهای یادشده را از دولت های دست نشانده این کشورک ها دریافت می کند! با این توجیه مضحک که پایگاه هایش برای حفظ امنیت این کشورها بوده است! بدیهی است که حملات موشکی و پهپادی ما به پایگاه های آمریکا و زیرساخت های این دسته از کشورها، منطقی و قانونی است و نباید متوقف شود چرا که کشورک های یاد شده خاک و امکانات خود را برای حمله به ایران در اختیار آمریکا و اسراییل نهاده اند و از این روی در حملات و جنایات آن ها سهیم بوده و دشمن تلقی می شوند و باید به شدت سرکوب شوند ولی در این میان نباید حمله به اصلی ترین و حساس ترین نقطه آسیب پذیر آمریکا یعنی اسراییل را نادیده گرفت. اسراییل سگ هار و یکی از ایالت های آمریکاست. به بیان دیگر حمله به اسراییل، حمله مستقیم به خود آمریکا تلقی می شود. اگر هنوز برد موشک ها و پهپادهای ما برای حمله به خاک آمریکا کافی نیست، چرا اسراییل را که نزدیک ترین ایالت آمریکا به کشورمان است مورد حمله قرار نمی دهیم؟! گزارش های فراوان و مستندی از اوضاع و شرایط بسیار وخیم و شکننده اسراییل حکایت می کند و بی تردید، حمله به زیرساخت ها و مراکز حساس آن، ضربات ویران کننده و سختی به آمریکاست. پیش از این (11 خرداد ماه سال جاری ) در یادداشتی با عنوان نگذارید آمریکا از این کوچه فرار کند ! به ترفند مشترک آمریکا و اسراییل با هدف نجات اسراییل از حملات ایران اشاره داشته و آورده بودیم؛ آمریکا، اسراییل و برخی از کشورهای عربی، اگرچه با اسم و رسم و نام های جداگانه ای شناخته می شوند ولی برخلاف نام های متفاوتشان، هویت واحد و یکسانی دارند. تنها تفاوتشان در میزان و اندازه سهمیه ای است که در این واحد - صد البته پلید- به آن ها داده شده است. از این روی اگر در سیستم محاسباتی خود، اسراییل را از آمریکا و یا سران دست نشانده برخی از کشورهای عربی را از آمریکا و اسراییل جدا تلقی کرده و برای هریک از آن ها حساب جداگانه ای بازکنیم، به یقین در گرداب یک خطای فاحش گرفتار شده ایم . شواهد موجود حکایت از آن دارند که امارات به انبار تسلیحاتی و محل استقرار جنگنده های اسراییل و هواپیماهای سوخت رسان آمریکا تبدیل شده است و آمریکا برای آن که امارات را از اهداف تلافی جویانه ایران دور کند، حملات خود به خاک ایران را از پایگاه های کویت و بحرین و اردن انجام می دهد و ما نیز به پایگاه های آمریکا در کشورهای مورد اشاره حمله می کنیم که اقدام بایسته ای است و نباید متوقف شود ولی از آنجا که آمریکا و اسراییل و کشورک های عربی یادشده در جنگ علیه ایران هویت واحد و جدایی ناپذیری دارند، تمامی آن ها می توانند و باید در فهرست اهداف مشروع و قانونی حملات تلافی جویانه ما قرار داشته باشند. این نقاط، پاشنه آشیل -یا به تعبیر خودمان چشم اسفندیار - آمریکا و اسراییل هستند و حمله به این مراکز، همزمان و همراه با بستن تنگه هرمز و باب المندب، آمریکا را به زانو در می آورد. |