| مقصود فراستخواه، در نهصدوچهلمین شب بخارا گفت: آسمان پرستاره ایران، همان اندیشه، معارف و ذخیره فرهنگی و تمدنی ایرانی است که در آثار فکری و فرهنگی ایران قابل مشاهده است که کوشیده معرفت را پشتیبانی کرده و احساسات را تعالی دهد. همه این آثار به انسان ایرانی می گویند در جامعه ای که ناهمدلی وجود دارد، دیگری را بفهم و احساس کن. اینجاست که یک خرد جمعی، ایرانیان را به سوی هم سازی و سازگاری می کشاند. به گزارش فرارو، فراستخواه بخشی از سخن خود را به قاعده های نهادی ایران در طی مسیر چند هزارساله خود که برگرفته از تجربیات جامعه هستند، اختصاص داد و گفت: یکی از آن قاعده ها، صلح در شرایط ناصلح، آن هم در جامعه ای نامنظم و تاریخی پرحادثه است. با این وجود، مردم به این جامعه، گونه ای آگاهی تاریخی، دانش ضمنی و درونی شده، همچنین هوشمندی و خرد جمعی داشتند که با این بی نظمی ها، نظم هایی ایجاد می کردند و در شرایط ناصلح، به صلح می زیستند. وی همچنین افزود: با این وجود، کشوری که مردمان در آن می زیستند، از این دست روایت ها تشکیل نشده و بیشتر روایت های کوچک ساکنان این فلات است که می تواند ایران را توضیح دهد. به همین خاطر باید سطور ریز ایران را خواند. فراستخواه با اشاره با تفاوت روایت سیاه حاکمان و برخی روایت ها از ایران با آنچه در زندگی عامه مردم می گذشت، خاطرنشان کرد: در شاهنامه فردوسی که حماسی ترین اثر ایرانی است صدای صلح به گوش می رسد. فراستخواه در ادامه، به مفهوم همدلی و سه سطح خرد، میانی و کلان آن اشاره کرد و افزود: در سطح کلان، همدلی نیازمند نهادهای اجتماعی و سیاسی در فضایی فارغ از رانت، انحصار، الیگارشی و طرد است. همدلی به صورت بندی حقوقی نیاز دارد، چرا که ما بودن یک ملت با وجود تفاوت ها نیازمند این صورت بندی است. تا نظم دسترسی باز نباشد، همدلی پایدار، خلاق، مولد و درون زا نهادینه نخواهد شد. همچنین این همدلی بدون حقوق مدنی، برابری، رفاه اجتماعی و شکاف عمودی بی معناست. وی در ادامه، به مکانیسم جبران در جامعه ایرانی اشاره کرد و گفت: جامعه ایران با وجود این ضعف نهادی، با بهره گیری از این مکانیسم، مشکلات سطح کلان خود را با سطح میانی (اجتماع) و سطح خرد (اخلاق، معرفت و فرهنگ) همبستگی جبران می کرد. این جامعه شناس در ادامه، به سطح میانی همدلی پرداخت و آن را متشکل از مدل هایی این چنین دانست: آیین های شادی به مثابه مبادله لطف، آشتی و همدلی؛ آیین های سوگواری با هدف ایجاد همدلی و پیوند اجتماعی؛ آیین های همدلی مولد همچون تقسیم آب و تولید؛ مدل های همدلی اجتماعی همچون محلات و همسایگی با ویژگی های مردم مدارانه؛ همدلی های صنفی با الگوهایی چون فتیان و فتوت نامه ها با مدیریت مختص به خود؛ سازوکارهای عام المنفعه همچون نذر، قربانی و وقف؛ آیین های معنوی در اشکالی چون خانقاه؛ آیین های مذهبی؛ آیین های ادبی؛ آیین های اوقات فراغت در گونه هایی چون نقالی و قهوه خانه با کاربرد گفت وگو برای حل مشکلات؛ همدلی های ورزشی همچون زورخانه و یا ورزش های صبح گاهی؛ مدل های خویشاوندی که یکی از الگوهای صفات جامعه شناختی ایران است که شبکه اعتماد و همدلی ایجاد می کردند؛ مدل های خاندانی که هم بستگی ساز بود که می توانست در مقابل بلایا، عقلانیت را حاکم سازد؛ مدل دیوانی که در بخش هایی از آن، تنها دولت مسلط نبود، بلکه در لایه های دولت، مقاماتی بودند که بیشتر در کنار جامعه بودند که همدلی ایجاد می کرد؛ و نهایتاً مدل همدلی با خود که شاعرانگی روشی بود که انسان ایرانی بی پناه با کاربست آن سعی می کرد با صورت های خیال به خود دل داری بدهد که نمونه های آن در آثار شعرای شهیر ایرانی قابل مشاهده است. به باور فراستخواه، این مدل ها قادر بودند با پشتیبانی از زندگی با استفاده از ظرفیت های دیرین، نارسایی های سطح نهایی را جبران کنند. وی در ادامه، از عمده علل ایجاد همدلی در ایران را باور متفکران ایرانی به وجود شرارت در جهان دانست و خاطرنشان ساخت: فهم جامعه و سرشت سوزناک زندگی و شرارت در کمین نشسته، انسان ها را به همدلی واداشت تا در مواجهه با نیروهای اهریمنی به نیکی زندگی کنند و این ویژگی، ایجاد احساس همدلی می کند. وی در ادامه بر لزوم عدم ارجاع به نهادها و ساختارها اشاره کرد و افزود: در آن سطح، مشکلات و محدودیت هایی هست و لازم است اول خودمان را به لحاظ معرفتی آماده و امکان هایی در سطح خرد و میانی پیدا کنیم تا بتوانیم مشکلات سطح کلان را برای ایجاد همدلی پایدار در این سرزمین مرتفع نماییم. وی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: اگر در درازمدت، ما بودن مان لطمه ببیند، همه لطمه می بینیم و همه اجزای زندگی ما در امر کلی ما نهفته است که اگر آن را درک نکنیم و متوجه نباشیم اگر ایران لطمه ببیند ما هم لطمه می بینیم، تجاوزی به ذهن صورت می گیرد که در آن، ذهن، امر کلی را احساس نمی کند. |