| فرارو کنت راث، ستون نویس روزنامه گاردین و استاد دانشگاه پرینستون به نقل از روزنامه گاردین، یک تغییر نسلی عمیق در روابط ایالات متحده و اسراییل در حال شکل گیری است؛ تغییری که در ماه های اخیر و به ویژه در پی جنگ با ایران، شتاب بسیار بیشتری گرفته است. هرچند نشانه های این جدایی پیش از این هم به خاطر جنگ غزه و اتهامات نسل کشی علیه اسراییل روشن شده بود، اما یک اتفاق مهم همه چیز را تغییر داد: نقش بنیامین نتانیاهو در هل دادن دونالد ترامپ به سمت یک جنگ پرهزینه و بی فایده علیه ایران. این موضوع به یک نقطه عطف تاریخی تبدیل شد و سطح تنش ها را وارد مرحله ای کاملاً تازه کرد. در این شرایط، پایان حمایت چشم بسته و همه جانبه آمریکا از اسراییل فقط به این دلیل مهم نیست که شریک جرم بودن واشنگتن در جنایات جنگی اسراییل را کم می کند. از نگاه برخی تحلیلگران، این جدایی حتی می تواند به نفع خود اسراییل هم باشد؛ چراکه شاید تنها راه برای خروج از چرخه نابودکننده جنگ های همیشگی و رسیدن به حداقل حقوق فلسطینی ها در برابر سال ها اشغالگری، همین قطع حمایت های آمریکا باشد. البته باید بدانیم که روابط این دو، همیشه تا این حد نزدیک و صمیمی نبوده است. در زمان تأسیس اسراییل در سال 1948 (1327)، هرچند واشنگتن از آن ها حمایت می کرد، اما بسیار محتاط بود. برای مثال، هری ترومن، رییس جمهور وقت آمریکا، حاضر نشد به این دولت تازه تأسیس سلاح بدهد. چند سال بعد، در سال 1957 (1336)، دوایت آیزنهاور با فشارهای سیاسی سنگین، اسراییل را مجبور کرد که از صحرای سینا عقب نشینی کند. اما این معادله پس از جنگ های سال های 1967 (1346) و 1973 (1352) کاملاً زیر و رو شد. در آن زمان، تقابل با کشورهای عربی و فضای جنگ سرد، این فرصت طلایی را به تل آویو داد تا خودش را به عنوان سدی محکم در برابر نفوذ شوروی در خاورمیانه نشان دهد. از آن زمان به بعد، روابط واشنگتن و تل آویو قدم به قدم به سطحی از نزدیکی راهبردی رسید که در تاریخ بی سابقه بود. در دهه های بعدی، این اتحاد به جایی رسید که انتقاد از سیاست های اسراییل در جلسات رسمی مقامات آمریکایی، تقریباً غیرممکن شد. حتی وقتی در سال 2021 (1400)، سازمان دیده بان حقوق بشر گزارش مهمی درباره وجود آپارتاید (تبعیض نژادی سیستماتیک) در سرزمین های اشغالی منتشر کرد، مقامات واشنگتن با بی تفاوتی و سردی از کنار آن گذشتند. این حمایت های چشم بسته، در جریان جنگ اخیر غزه هم ادامه پیدا کرد. درست است که در دوره ریاست جمهوری جو بایدن، ارسال برخی سلاح های سنگین (مثل بمب های 2000 پوندی که برای نابودی مناطق مسکونی غزه استفاده می شد) متوقف شد، اما کمک های نظامی میلیارد دلاری و فروش تسلیحات همچنان با قدرت ادامه یافت. دولت بایدن به جای اینکه به اسراییل فشار بیاورد تا محاصره و گرسنگی دادن به مردم غزه را متوقف کند، سراغ راهکارهای پرهزینه و بی فایده ای مثل ساخت اسکله موقت برای ارسال غذا رفت؛ اقداماتی که در عمل نتوانست جلوی فاجعه انسانی و قحطی بزرگ در غزه را بگیرد. واقعیت این است که جو بایدن از درک تحولات جدید جهان عقب مانده بود. جنایات اسراییل در غزه، آرام آرام بخش بزرگی از حزب دموکرات و حتی نسل جوان تر مسیحیان افراطی (اوانجلیکال ها) را هم از تل آویو دور کرده است. این در حالی است که همین مسیحیان، همیشه ستون اصلی حمایت از اسراییل در حزب جمهوری خواه بودند، اما حالا این تعادل در حال به هم خوردن است. شکاف حزبی در آمریکا؛ دموکرات ها و نسل جوان علیه اسراییل آمارهای جدید این تغییر را به خوبی نشان می دهد. بر اساس نظرسنجی مرکز پژوهشی پیو در ماه آوریل، 60 درصد از بزرگسالان آمریکایی دیدگاهی منفی نسبت به اسراییل دارند. این عدد نسبت به سال گذشته 7 درصد و در مقایسه با سال 2022 (1401)، حدود 20 درصد بیشتر شده است. در میان طرفداران حزب دموکرات (که بخش زیادی از یهودیان آمریکا را هم شامل می شوند)، حدود 80 درصد نگاه منفی به اسراییل دارند. در سمت مقابل، هرچند بیشتر جمهوری خواهان هنوز طرفدار اسراییل هستند، اما در میان رأی دهندگان جوان و میانسال (18 تا 49 سال)، 57 درصد دیدگاهشان به اسراییل منفی است. در چنین فضای ملتهبی، دونالد ترامپ در برخورد با بنیامین نتانیاهو، موضع محکم تری گرفت. بایدن هنوز در حال و هوای دهه 1960 (دهه 1340) سیر می کرد و اسراییل را مانند قهرمانی ضعیف در برابر غول های عرب می دید! او به دلیل ترس از جناح راست آمریکا، هیچ وقت از قدرت واشنگتن برای متوقف کردن جنگ استفاده نکرد. اما ترامپ راه متفاوتی را انتخاب کرد. او حداقل در یک دوره مشخص، فهمید که نتانیاهو در حال به هم ریختن منطقه است. ترامپ که ابتدا از سیاست های سخت گیرانه علیه غزه حمایت می کرد، کم کم به این نتیجه رسید که چرخه کشتار و گرسنگی دادن به مردم باید متوقف شود. به همین دلیل خواستار آتش بس شد و نتانیاهو هم مجبور شد آن را بپذیرد. البته بعد از اعلام پر سر و صدای طرح شورای صلح برای غزه ، تمرکز آمریکا کمتر شد و اسراییل باز هم به محدود کردن زندگی فلسطینی ها ادامه داد. جنگ فاجعه بار با ایران، سرعت سقوط جایگاه اسراییل در افکار عمومی آمریکا را چند برابر کرده است. بر اساس این تحلیل، بنیامین نتانیاهو با تصویرسازی های غیرواقع بینانه از امکان تغییر رژیم ، دونالد ترامپ را فریب داد و او را وارد جنگی کرد که از همان روز اول هیچ راه خروج مشخصی برایش وجود نداشت. نتیجه این درگیری، جنگی بود که نه تنها به تضعیف جمهوری اسلامی ایران منجر نشد، بلکه به بقای آن انجامید و حتی در خیلی از زمینه ها قدرت تهران را بیشتر کرد. از طرف دیگر، ایران با استفاده از ابزارهای قدرتمند خود، به ویژه در تنگه هرمز، توانست ضربه های اقتصادی سنگینی به آمریکا بزند و معادلات امنیت انرژی کل دنیا را به هم بریزد. شکاف بی سابقه در روابط واشنگتن و تل آویو بر سر ایران و غزه حالا دیگر اختلاف منافع بین آمریکا و اسراییل مثل روز روشن است. ترامپ به دنبال آتش بس و توافق های اقتصادی سودآور در خلیج فارس است، اما نتانیاهو لجبازانه اصرار دارد که درگیری ها ادامه یابد و تمرکز روی پرونده ایران بماند. این اختلافات به حدی بالا گرفته که طبق برخی گزارش ها، ترامپ نتانیاهو را دیوانه خطاب کرده است! همچنین، جی دی ونس به شدت از انتقادهای اسراییل به توافق واشنگتن و ایران، شاکی شده است. این اتفاقات در شرایطی رخ می دهد که آمریکا عملاً تنها حامی بزرگ و استراتژیک اسراییل در کل دنیا محسوب می شود. در داخل حزب جمهوری خواه هم اوضاع برای ترامپ پیچیده است. او بین دو گروه گیر افتاده است: از یک طرف طرفداران شعار اول آمریکا که با هرگونه جنگ خارجی مخالفند و از همان اول جنگ با ایران را یک اشتباه بزرگ پرهزینه می دانستند، و از طرف دیگر، محافظه کاران سنتی که هنوز روی برخورد خشن با ایران پافشاری می کنند. در همین حال، اعتبار اسراییل در میان دموکرات ها به شدت نابود شده است. در انتخابات درون حزبی اخیر در نیویورک، حمایت از اسراییل دیگر یک کار عادی و بی هزینه نیست. برخی نامزدها با شجاعت از جنایاتی مثل نسل کشی و آپارتاید در فلسطین حرف می زنند. در این فضا، حمایت گرفتن از گروه های لابی طرفدار اسراییل (مثل آیپک)، در برخی موارد به یک نقطه ضعف بزرگ برای سیاستمداران تبدیل شده است. حتی اگر برخی چهره های قدیمی حزب دموکرات هنوز هم به رسم گذشته از اسراییل دفاع کنند، روند کلی نشان می دهد که آینده این حزب به سمت قطع حمایت چشم بسته از اسراییل می رود. از نگاه منتقدان، ادامه وضع فعلی به این معنی است که آمریکا در جنگ، اشغالگری و پایمال کردن حقوق فلسطینی ها شریک جرم است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پایان حمایت های بدون قید و شرط آمریکا، می تواند اسراییل را مجبور کند که دست از سیاست های فعلی اش بردارد؛ در غیر این صورت، تغییر دولت در تل آویو یا اتفاقات داخلی، به تنهایی نمی توانند مسیر این درگیری ها را از ریشه تغییر دهند. در نهایت، تکیه بیش از حد اسراییل به حمایت های همه جانبه آمریکا، باعث شده آن ها احساس کنند هر کاری بکنند مجازات نمی شوند. همین توهم مصونیت، جلوی هرگونه صلح پایداری را گرفته است. پایان این حمایت ها می تواند اسراییل را مجبور کند تا واقعیت های تلخ سیاسی و حقوقی، از جمله حق تعیین سرنوشت فلسطینیان را بپذیرد؛ در غیر این صورت، این چرخه ترسناک از جنگ ها و بحران های همیشگی، پایانی نخواهد داشت. خلاصه یادداشت تله جنگ با ایران: نتانیاهو پای ترامپ را به جنگی کشاند که هیچ سودی برای آمریکا نداشت؛ جنگی که نه تنها ایران را ضعیف نکرد، بلکه به اقتصاد واشنگتن هم ضربه زد. عصبانیت ترامپ از نتانیاهو: اختلافات آنقدر بالا گرفته که ترامپ در محافل خصوصی نتانیاهو را دیوانه خوانده است! ترامپ حالا به جای جنگ، دنبال توافق های پول ساز در خلیج فارس است. ریزش شدید محبوبیت اسراییل: حالا 60 درصد از کل مردم آمریکا و 80 درصد از دموکرات ها نگاهی منفی به اسراییل دارند؛ اتفاقی که نشان می دهد نسل جدید آمریکا دیگر مثل پدرانشان طرفدار تل آویو نیستند. دردسر شدن لابی های اسراییلی: در گذشته، حمایت گروه هایی مثل آیپک برای سیاستمداران آمریکایی یک امتیاز عالی بود، اما حالا در انتخابات ها به یک نقطه ضعف و دردسر بزرگ تبدیل شده است. پایان چک سفیدامضای آمریکا: تحلیلگران می گویند تنها راه متوقف کردن جنگ های بی پایان خاورمیانه این است که واشنگتن بالاخره دست از حمایت چشم بسته و همه جانبه از اسراییل بردارد و آن ها را مجبور به پذیرش واقعیت کند. |